{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما شقایق های باران خورده ایم

ما شقایق های باران خورده ایم
سیلی ناحق فراوان خورده ایم
ساقه ی احساسمان خشکیده است
زخم ها از باد و طوفان خورده ایم
دیدگاه ها (۱)

آن نازنین کجاست که یادم نمیکند ؟صد غم به سینه دارم و شادم نم...

به کجا باید رفت؟ من به هر جا که قدم بردارم من به هر جا که نظ...

نه کسی منتظر است نه کسی چشم به راه نه خیال گذر از کوچه ی ما ...

دل در قفس و پا قفس و این تن جا مانده قفسدر این قفس جان جهان ...

*گاهی..براے رهاشدن از زخم هاے زندگیباید بخشید و گذشتمیدانم ڪ...

« پروانه ای در میان طوفان »در میان جنگلی قدیمی، اما زیبا و س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط