درخواستی

#درخواستی
#دوپارتی
وقتی ۱۲ سال اختلاف سنی دارین........
Part 1
ویو ا/ت
هیونجین دقیقاً دیروز همین موقع، همین ساعت، همین دقیقه و همین ثانیه ازم درخواست کرد که باهاش رابطه داشته باشم ولی من ردش کردم و الان مثل سگ پشیمونم اصن چرا من انقدر بیشعورم مردم آرزوشون اینه که حتی برای یک شب هم که شده زیر خواب هیونجین باشن بعد من اونو به راحتی رد کردم وای خدایا چرا منو نمیکُشی راحت شمممم
_ا/ت(فریاد)
×(دستشو گذاشت روی قلبش) ایش ترسیدم عزیزم ه..هیون جونم چرا داد میزنی؟
_چون این دهمین باریه که دارم صدات میکنم و تو منو ایگنور میکنی
×من ایگنورت نکردم
_پس این الان چه کاری بود؟(تکیه اشو از چارچوب در گرفت و اومد کنار ا/ت روی تخت نشست)
×داشتم فکر میکردم
_فکر؟
×اره
_به چی فکر میکردی؟
×ا..اممم هیچی (لبخند ضایع)
_باشه
{ا/ت با خودش}
ها؟؟ الان چرا هیونجین انقدر راحت بیخیال موضوع شد؟ نکنه باهام قهر کرده؟ دیروز هم بعد از رد کردن خواسته اش نیومد خونه و باهام حرف نزد وایییی نکنه ازم خسته شده؟ الان چه خاکی توی سرم بریزم؟
_کوچولو!......ا/ت(کلافه).....ا/ت(عصبی)
×ها؟ب...بله؟
_اگه دیگه تو فکر نیستی باید بگم که من میرم حموم
×باشه برو
۲۰ دقیقه بعد صدای دوش آب قطع شد و این نشونه این بود که حموم کردن هیونجین تموم شده
_ا/ت عزیزم!(از توی حموم)
×بله(کمی داد)
_میشه حوله ی منو بدی؟
×باشه الان میدم
بلند شدم و حوله ی هیونجین رو از توی کشو برداشتم و به در حموم تقه ای زدم کمی بعد در حموم یکم باز شد و دست هیونجین از در اومد بیرون تا حوله اشو بگیره ولی بجای حوله دست منو گرفت و کشید داخل و منو چسبوند به دیوار و دستاشو گذاشت دو طرفم روی دیوار
×هیونجین(نگران)
_هوم؟
×میشه ولم کنی؟
_معذبی؟
×نه ولی.....
(نزاشت حرفش تموم شه)
_پس بزار کارمو بکنم
نگاهم افتاد به بدن سفید، ورزیده و اون عضله های روی شکمش که قطرات آب از روشون سُر میخوردن و میوفتادن پایین ولی سریع چشمامو بستم(نمیبستی که سنگین تر بود خواهر من کل بدنشو دید زده بعد چشماشو بست)
_لازم نیست چشمای قشنگتو ببندی اینا همشون متعلق به توعه
×چ....چی؟
_ا/ت
×هوم؟
_بهم یه فرصت بده تا این لذت رو بهت تزریق کنم هوم؟(سرشو کج کرد)
×ولی این امکان نداره
_چرا؟
×خب تو از من ۱۲ سال بزرگتری و من هنوز برای انجام این کار آماده نیستم(سرشو انداخت پایین)
_مشکلت الان سنمونه؟
×نه
_پس چیه؟
×من مشکلی ندارم فقط آماده نیستم
هیون تک خنده ای از این گیج بودن ا/ت کرد و توی چشماش زل زد
_نمیخوای انجامش بدی؟
×اگر از دستم ناراحت نشی(کمی مکث) نه نمیخوام
_ولی من از دستت ناراحت میشم
×نه لطفاً ناراحت نشو(هول شده)
_فکر کنم ناراحت شدم
×هیونجین لطفاً
_نمیخوام باهات قهرم

ادامه دارد......
دیدگاه ها (۰)

#درخواستی #دوپارتی وقتی ۱۲ سال اختلاف سنی دارین........ Part...

#درخواستی #دوپارتی ★Hyunlix★ 《1》 چند هفته ای میشد ک هیونجین ...

منتظر درخواستی های قشنگتون هستم💗🎀

#درخواستی #تکپارتیوقتی جلوش هیونجین که برادرته رو میبوسی.......

چندشاتی جونگکوک(پارت‌آخر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط