#موکل_خطرناک_من
#موکل_خطرناک_من
#رمان_درخواستی. پارت⁴
ویو ات
قاضی : دوست من یک موکل
میخواد میتونی وکیلش بشی؟
ات:بله، فقط جورمش چیه؟
قاضی : از پشت زده به یک ماشین.
ات:آها بله
یکی در زد.
در باز شد.
یک مرد حدوده 40 ساله اومد تو.
قاضی : سلام آقای مین.
فکر کنم این همون موکل منه.
قاضی : وکیل کانگ ایشون آقای مین موکل شما هست.
ات:سلام خوشبختم
بهش دست دادم.
مین:سلام خانم کانگ تعریفتونو خیلی شنیدم باعث افتخاره که شما را میبینم.
ات: لطف دارید.
قاضی : جلسه ی دادگاه ساعت 2 ظهر شروع میشه.
ات:بله، من دیگه مرخص میشم.
رفتم بیرون.
به سمت اتاقم رفتم.
ساعت 12 بود.
پرونده ی آقای مین را چک کردم.
به خودم اومدم دیدم که ساعت 13:56 دیقه هست.
زود پاشودم و رفتم سمت دادگاه.
ویو راوی :
جونگ کوک از قبل اومده بود سر جلسه ی دادگاه.
ات هم با عجله اومد سر جلسه ی دادگاه.
ویو کوک:
دیدم یک دختر خیلی خوشگل اومد تو.
نشست پیش اون مرده.
ویو ات:
اومدم و نشستم پیش آقای مین.
ات:سلام
مین:سلام
دیدم یک پسر خوشتیپ داره به من نگاه میکنه.
چشم از روی من بر نمیداشت.
شاید در زمینه ی وکیل بودم چیزی ندونم ولی حمایت کنید ممنون میشم. 🌸
#رمان_درخواستی. پارت⁴
ویو ات
قاضی : دوست من یک موکل
میخواد میتونی وکیلش بشی؟
ات:بله، فقط جورمش چیه؟
قاضی : از پشت زده به یک ماشین.
ات:آها بله
یکی در زد.
در باز شد.
یک مرد حدوده 40 ساله اومد تو.
قاضی : سلام آقای مین.
فکر کنم این همون موکل منه.
قاضی : وکیل کانگ ایشون آقای مین موکل شما هست.
ات:سلام خوشبختم
بهش دست دادم.
مین:سلام خانم کانگ تعریفتونو خیلی شنیدم باعث افتخاره که شما را میبینم.
ات: لطف دارید.
قاضی : جلسه ی دادگاه ساعت 2 ظهر شروع میشه.
ات:بله، من دیگه مرخص میشم.
رفتم بیرون.
به سمت اتاقم رفتم.
ساعت 12 بود.
پرونده ی آقای مین را چک کردم.
به خودم اومدم دیدم که ساعت 13:56 دیقه هست.
زود پاشودم و رفتم سمت دادگاه.
ویو راوی :
جونگ کوک از قبل اومده بود سر جلسه ی دادگاه.
ات هم با عجله اومد سر جلسه ی دادگاه.
ویو کوک:
دیدم یک دختر خیلی خوشگل اومد تو.
نشست پیش اون مرده.
ویو ات:
اومدم و نشستم پیش آقای مین.
ات:سلام
مین:سلام
دیدم یک پسر خوشتیپ داره به من نگاه میکنه.
چشم از روی من بر نمیداشت.
شاید در زمینه ی وکیل بودم چیزی ندونم ولی حمایت کنید ممنون میشم. 🌸
- ۱۷۹
- ۲۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط