ساده ام مثل کبوتر
ساده ام مثل کبوتر
که به دیوار تو عادت دارم
تو مرا دانه دهی یا ندهی
آب دهی یا ندهی
چون به دیوار تو عادت دارم ...
هر کجا بال بگیرم به تو بر میگردم.
هر کجا آب ببینم ...
هر کجا دانه ببینم ...
هر کجا کوچ کنم
آشیانم سر این دیوار است
من به دیوار تو عادت دارم
من به این سایه دیوار ارادت دارم
تو به من سنگ زنی یا نزنی من هستم ...
تو مرا آب نده
تو مرا دانه نده
به خدا هیچ نخواهم.
تو فقط سنگ نزن ...
میرنجم ...
میرنجم ...
ولی من باز به این رنجیدن
مثل دیدار تو عادت دارم
من به دیدار تو و سنگ زدنهای تو عادت دارم
سنگ بزن ولی از من نرنج
من به جز اشک تو بانو
به همه چیز تو عادت دارم...
که به دیوار تو عادت دارم
تو مرا دانه دهی یا ندهی
آب دهی یا ندهی
چون به دیوار تو عادت دارم ...
هر کجا بال بگیرم به تو بر میگردم.
هر کجا آب ببینم ...
هر کجا دانه ببینم ...
هر کجا کوچ کنم
آشیانم سر این دیوار است
من به دیوار تو عادت دارم
من به این سایه دیوار ارادت دارم
تو به من سنگ زنی یا نزنی من هستم ...
تو مرا آب نده
تو مرا دانه نده
به خدا هیچ نخواهم.
تو فقط سنگ نزن ...
میرنجم ...
میرنجم ...
ولی من باز به این رنجیدن
مثل دیدار تو عادت دارم
من به دیدار تو و سنگ زدنهای تو عادت دارم
سنگ بزن ولی از من نرنج
من به جز اشک تو بانو
به همه چیز تو عادت دارم...
- ۱.۸k
- ۲۸ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط