آن که سودا زده ی چشم تو بوده است منم

آن که سودا زده ی چشم تو بوده است منم
و آن که از هر مژه صد چشمه گشوده است منم
آن ز ره مانده ی سرگشته که ناسازی بخت
ره به سر منزل وصلش ننموده است منم
آن که پیش لب شیرین تو ای چشمه ی نوش
آفرین گفته و دشنام شنوده است منم
آن که خواب خوشم از دیده ربوده است تویی
و آن که یک بوسه از آن لب نربوده است منم
ای که از چشم رهی پای کشیدی چون اشک
آن که چون آه به دنبال تو بوده است منم


#رهی_معیری
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

پارت ۳۱ناروتو به ارامی روی تخت دراز کشید، لحظه ای که سرش روی...

تصادف با ماشین باجی.

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

شیپ ساسوکه و ناروتو

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_41فصل هجدهم | ش...

🎭 آخرین نقشپارت هفتمروز بعد، لیانا زودتر از همه به استودیو ر...

چند پارتی بازی ممنوع

بقیش (با هشدار)پاهایش بی حس شده بودند و تنها کاری که میکرد ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط