همیشه با من تو این خیابون قدم میزد
همیشه با من تو این خیابون قدم میزد
حیف...
میگفت محاله بیاد یه روزی روزای بد
حیف...
باید میگفتم دوسش ندارم چشامو خوند
حیف...
میگفت میمونه اگه بتونه اما نموند
حیف...
میگفت بمیره نمیگه میره تا این و گفت رفت...
تا اومدم بهش بگم تو رویاهات یادم نیوفت رفت...
بجز یه دل که شکسته چیزی برام نذاشت حیف...
با اینکه خیلی هواشو داشتم دوسم نداشت حیف...
خودش نمیگفت خودم میدونم که خسته بو حیف
شاید دلش رو یکی یه جای شکسته بود حیییییف....
رضا صادقی
حیف...
میگفت محاله بیاد یه روزی روزای بد
حیف...
باید میگفتم دوسش ندارم چشامو خوند
حیف...
میگفت میمونه اگه بتونه اما نموند
حیف...
میگفت بمیره نمیگه میره تا این و گفت رفت...
تا اومدم بهش بگم تو رویاهات یادم نیوفت رفت...
بجز یه دل که شکسته چیزی برام نذاشت حیف...
با اینکه خیلی هواشو داشتم دوسم نداشت حیف...
خودش نمیگفت خودم میدونم که خسته بو حیف
شاید دلش رو یکی یه جای شکسته بود حیییییف....
رضا صادقی
- ۴.۶k
- ۲۳ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط