همیشه بامن تواون خیابون قدم میزد حیف
همیشه بامن تواون خیابون قدم میزد حیف
میگفت محاله بیاد ی روزی روزای بد حیف
باید میگفتم دوسش ندارم چشاموخوند حیف
میگف میمونه اگ بتونه اما نموند حیف
میگفت نمیره نمیگه میره تااینوگف رفت
تااومدم بهش بگم تو رویات یادم نیفت رفت
بجز ی دل ک شکسته چیزی برام نزاشت حیف
بااینکه خیلی هواشو داشتم دوسم نداشت حیف
خودش نمیگفت خودم میدونم ک خسته بود حیف
شاید دلش رو یکی ی جایی شکسته بود حیف
حیییییییییییییییییییییییییییییییف
SaHar SaDat
میگفت محاله بیاد ی روزی روزای بد حیف
باید میگفتم دوسش ندارم چشاموخوند حیف
میگف میمونه اگ بتونه اما نموند حیف
میگفت نمیره نمیگه میره تااینوگف رفت
تااومدم بهش بگم تو رویات یادم نیفت رفت
بجز ی دل ک شکسته چیزی برام نزاشت حیف
بااینکه خیلی هواشو داشتم دوسم نداشت حیف
خودش نمیگفت خودم میدونم ک خسته بود حیف
شاید دلش رو یکی ی جایی شکسته بود حیف
حیییییییییییییییییییییییییییییییف
SaHar SaDat
- ۴.۷k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط