{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه با من تو خیابون قدم میزد

همیشه با من تو خیابون قدم میزد
حیف
میگفت محاله بیاد یه روزی روزای بد
حیف
باید میگفتم دوستش ندارم چشمام خورد
حیف
میگفت میمونه اگه بتونه اما نموند
حیف
میگفت بمیره نمیگه میره تا این و گفت
رفت
نا اومدم بهش بگم تو رویات یادم نیافت
رفت
میگفت نمیره نمیگه میره تا این و گفت
رفت
تا اومدم بهش بگم تو رویاهات یادم نیافت
رفت
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱ ویو ا.ت شاید هر کسی بتونه زندگی خوب و آرومی داشته باش...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐جونگکوک:اه مامان ولش کن بیا بغلم باهم ف...

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

Do I love him, or do I hate him?p:⁵_استرس زیادی ازت میباره +...

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۸

سناریو:مرگ پنهان/پارت⁶**ایزوکو**فردا رسید. از خواب بیدار شدم...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 :: part³: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط