وقتی میویم تو مال منی

وقتی می‌ڪَویم تـو مال منـی
نہ این‌ڪہ هـدف ڪَرفتـن تـو در حصـار باشـد
اما نمی‌دانـم چـرا دلـم می‌خواهـد
تـو را مال خـودم بدانـم
درسـت مانند اتاقـم ڪہ مال مـن اسـت
درسـت ماننـد تختـم
ماننـد ڪَوشی
لپ‌تاپـم
نہ این‌ڪہ هدفـم این باشـد ڪہ
بڪَویم تـو هـم ماننـد آن‌ها یڪ وسیلہ‌اے
نہ اصلا
ولی می‌خواهـم وقتی ڪسی تـو را دید
نشـانی از مـن را در تـو ببینـد
مثلا وقتی اڪَر خـودم هـم در خانہ نباشـم
می‌ڪَویند اتـاق فلانی
متوجہ منظـورم می‌شـوے؟
هدف بودن نشانـم در تـوسـت
تا تـو را دیـدند، بڪَویند براے فلانی اسـت
دیدگاه ها (۹)

عزیز نازنین دلتنگ تاکیاسیر سایه ی آن سنگ تاکیتو قرص ماهی و م...

بهار دلفریبم کی می آیینگار بی رقیبم کی می آییبرای بردنِ هوش ...

نگران من نباش جاناحالِ من خوب استملالی نیستجز سرفه های گاه و...

ميگم دلبرشبيهِ هواى بهار نباش كه تكليفشبا خودشم مشخص نيست !ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط