{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ميگم دلبر

ميگم دلبر
شبيهِ هواى بهار نباش كه تكليفش
با خودشم مشخص نيست !
صبح اَبره
ظهر آفتابه
عصر بارونه
شب مهتابه
دلبر شبيهِ بهار نباش كه ميشينه
رو مبل دو دقيقه بعد نظرش
عوض ميشه لباس عوض ميكنه
كفش رفتن به پا ميكنه ، ده قدم
ميره جلو شک ميكنه دوباره برميگرده
و ميشينه رو مبل ...
دلبر يا بمون يا برو
آدم زياد هوا به هوا شه
صبح سردىِ ابر رفتن بزنه به تنش
ظهر گرمىِ آفتابِ موندن ، هى سرد و
گرم شه قلبش سرما ميخوره
ترک برميداره ديگه نميتونه اعتماد كنه
به هيچ دوست داشتنى .
دلبر نكنه بى اعتمادم كنى
به دوست داشتنت !؟
بهارِ ، بهار نباش
دیدگاه ها (۸)

نگران من نباش جاناحالِ من خوب استملالی نیستجز سرفه های گاه و...

وقتی می‌ڪَویم تـو مال منـینہ این‌ڪہ هـدف ڪَرفتـن تـو در حصـا...

پر از دردم نمی خندم بگو با دل چه باید کرد؟که من خشکم تو بارا...

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ دوست دارم کـه دلت شاد شود در غزلم*خانه ی قلب ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط