{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا حالا شکار رفتی؟

تا حالا شکار رفتی؟
من می رفتم،ولی دیگه نمیرم!
آخرین باری که شکار رفتم، شکار گوزن بود،خیلی گشتم تا یه گوزن پیدا کردم، من شلیک کردم بهش، درست زدم به پایش!
وقتی بالای سرش رسیدم هنوز جون داشت، چشم هاش داشت التماس می کرد، نفس می کشید، زیباییش من رو تسخیر کرده بود، حس کردم که اون گوزن می تونه دوست خوبی واسم باشه، می تونستم نزدیک خونه یه جای دنج واسش درست کنم...
خوب که فکر کردم با خودم گفتم که اون گوزن واسه همیشه لنگ می زنه و وقتی من رو می بینه یاد بلایی میفته که سرش آوردم!
از التماس چشم هاش فهمیدم بهترین لطفی که می تونم در حقش بکنم اینه که یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم...
تو هیچ وقت نمی تونی با کسی که بدجور زخمیش کردی دوست باشی!

#روزبه_معین
دیدگاه ها (۲۰)

خب، نصفه شبی براتون هم کیک آوردم هم قطاب یزد! ☺فقط و فقط واس...

خنده هایم را با هیچ چیز معامله نمی کنم . آنها بازماندگان روی...

مدت‌هاست بی‌قراری‌هایم را به روی خودم نیاورده‌ام. دل به استخ...

ﺩﻭﺳﺘﺖﺩﺍﺭﻡ !!!...ﺑﻪ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﯼﺳﻪﻧﻘﻄﻪ !!!...ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﯽ !!!...ﻣﻦ !!!...

همخونه اجباری... پارت ۱۳۲«ویو جئون جونگ‌کوک»جلسه تموم شده بو...

#بے_صبرانـہ_منتظرتماسم من تهیونگه ...سومین شاهزاده کشور ۲۰ س...

#دختر_قمار_بازSeason : ²Part : ⁴⁶ویو اِلا___قلبم…داشت بهم خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط