{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My nurse

Part 21

(ویو لوین کاترین)

نبضش رو چک کردم اوضاعش خیلی خوب نبود...

یه دستم رو بردم زیر سرش و اون یکی دستم رو بردم به سمت دست زخمیش و بازوی عضلانی اش رو گرفتم...

سعی کردم بلندش کنم ولی بیش از حد سنگین بود...

تموم زورم رو زدم و تونستم حداقل بشونمش...

رفتم پشتش و دستام رو از زیر دستای این مرد رد کردم و روی سینه هاش قفل کردم و بلندش کردم...

همین که بلندش کردم خیلی سریع اومدم کنارش وایستادم و دستش رو انداختم رو شونه های خودم...

شروع کردم به حرکت کردن به سمت خونه ام...

(ویو ۵ دقیقه بعد)

در خونه رو باز کردم و رفتم داخل...

به سمت مبلی که اون گوشه بود قدم برداشتم و مَرده رو روی مبل نشوندم...

لباساش کلا خونی بود...

بعدا براش لباس میدوزم اول باید این لباساش رو دربیارم(دوستان منحرف نشیددد فقط لباسش رو درمیاره نه بقیش رو😂🤣🤣🤣🗿)

لباسش رو درآوردم از تتویی که روی دستش داشت و زخم هایی که روی بدنش بود معلوم بود که یه مافیاست...

حالا باید چیکار کنم؟؟...

داشتم جون یه مافیا رو نجات میدادم ولی اگه اون به هوش میومد و در جواب کارم منو میکشت یا اصلا بهم رحم نميکرد و فقط ازیتم میکرد باید چیکار میکردم؟...

ادامه دارد........👻🤡

حمايت یادتون نره قشنگا😘🥰❤️🫠
دیدگاه ها (۶)

My nurse

My nurse

یادگاری از عشقp⁹+من که اجازه ندادم بری_..‌.+مشروب رو بریز تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط