{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ڪجاسـت؟!

ڪجاسـت؟!
آن ڪہ سر وقــت بیاید!
بمــاند...نـرود!
بــاران را بهـانہ ڪند!
فــردایش آفـتاب را...
و روزهاےدیگر وابسـتگے را...
ڪجاســت؟!
ڪسے ڪہ شـبیہ هیچڪس نیسـت!!
دیدگاه ها (۳)

حرفی برای گفتن وآهی برای اشک دراین دل حزین مامیراث عشق توست

.وقت جانم گفتنت جانم فدایت می شود ای عزیز کم تر مرا ...

❤ ️عشق،هرجاروکند آنجـاخوش است❤ ️ⓡⓐⓢ❤ ️گربه دریـــاافکند دریـ...

I ❤ ️ Uگفتند از هرچـــــه بترسے به ســـــرت مے آید🙊 من اگر ا...

افسانه ی خون و گل قسمت ۳۳: فرار در میانِ خون و بارانلحظاتِ ...

از ترس تا اعتمادpart: 3 ...

بیا تا با هم رویِ بال‌های نسیم سوار شویم و تمامِ شهر را بگرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط