پنج شنبه که میشود
پنج شنبه که میشود
دلم ولوله بپا میکند
بیتاب میشود،دنبال گمشده ای میگردد
هرچه میکنم آرام نمیشود
دنبال دلم که راه می افتم،میرسم به این عکس
آرام میشوم،همچون کودکی که تازه متولد شده
مینشینم بالای سرش،فاتحه ای میخوانم و غرق در عکسش میشوم
میروم تا کودکی ام،روزهایی که با او چقدر خوب گذشت و حالا من غمگین از نداشتنش
روزهایی که نیست شاید آرام باشد اما غم دارد،دلتنگی دارد
میدانم که از دلم خبر دارد
که میداند دختر ته تغاری و لوسش،اینروزا دلش اورا میخواهد
کاش لااقل به خوابم بیاید،کاش
گذشته هارو یادتون نره،امروز منتظرن بایه فاتحه و صلوات بر محمد وآل محمد
【٭روحت٭شاد٭پدرم】
دلم ولوله بپا میکند
بیتاب میشود،دنبال گمشده ای میگردد
هرچه میکنم آرام نمیشود
دنبال دلم که راه می افتم،میرسم به این عکس
آرام میشوم،همچون کودکی که تازه متولد شده
مینشینم بالای سرش،فاتحه ای میخوانم و غرق در عکسش میشوم
میروم تا کودکی ام،روزهایی که با او چقدر خوب گذشت و حالا من غمگین از نداشتنش
روزهایی که نیست شاید آرام باشد اما غم دارد،دلتنگی دارد
میدانم که از دلم خبر دارد
که میداند دختر ته تغاری و لوسش،اینروزا دلش اورا میخواهد
کاش لااقل به خوابم بیاید،کاش
گذشته هارو یادتون نره،امروز منتظرن بایه فاتحه و صلوات بر محمد وآل محمد
【٭روحت٭شاد٭پدرم】
- ۹۲۴
- ۳۰ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط