{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ²

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ²
رمز در رو زد و وارد خونه شد..
با دیدن اون دختر روی مبل نفس عمیقی کشید و با عصبانیت بهش خیره شد..یونا، همین امروز قبل از اجرا باهم کات کرده بودن
درواقع رابطه بین اونا در عین تاکسیک بودن بشدت پاک بود
رابطه اونا بدون هیچ س*ک*س و یا حتی بو*سه ای بود
و همین باعث شده بود کلی دعوا کنن..همینطور که به دختر خیره بود با عصبانیت نفسشو بیرون داد و گفت
جیمین: یونا..متوجه هستی که قبل از اجرای من همه چیز بین ما تموم شد؟ اصلا رمز در رو از کجا فهمیدی؟
یونا: تو همه چیزو تموم کردی..من هنوز حرف دارم!
جیمین: نمیخام بشنوم برو بیرون
یونا: چرا هیچوقت به من گوش نمیدی؟ نکنه از اولش داشتی خیانت میکردی؟!
جیمین: تو س*ک*س پارتنر داری!
یونا: اصلا نمیخای دلیلشو بفهمی؟
جیمین: یونا من..
یونا: تو به اندازه کافی حرف زدی..نوبت منه، هیچوقت برات ارزش نداشتم؟ یعنی هیچوقت دوستم نداشتی؟
جیمین: یونا من برات میمردم ولی تو چرا نمیتونی یه عشق بدون رابطه ج*نسی رو قبول کنی؟
یونا: نمیتونم قبول کنم! تو هیچوقت بهم نگفتی دلیل اینکارات چیه
جیمین: من نیاز ج*نسی ندارم..حتی یبارم تجربش نکردم
یونا: خب چرا؟!
جیمین: نمیدونم..ولی این چیزیو عوض نمیکنه، رابطه ما تموم شده
یونا: نمیخام! من نمیخام از دستت بدم
جیمین: یونا کلی آدم بهتر از من هست! برو عاشق شو، ازدواج کن، بچه بیار و منو برای همیشه فراموش کن..باشه؟
اشک های دختر از چشمش سر خوردن..پسر شصتشو روی صورت دختر کشید و اشک رو پاک کرد.
جیمین: گریه نکن..تو زیادی خوشگلی واسه اینکه جوونیتو سر من حدر بدی.
پسر دست دختر رو گرفت و به بیرون برد..جلو پای دختر زانو زد و دمپایی رو فرشی دختر رو با کفش پاشنه بلند جایگزین کرد.
جیمین: خب حالا برو..
دختر مشت آرومی تو سینه جیمین زد شروع کرد به گریه کردن
پسر دختر رو به سمت آسانسور هدایت کرد با لبخند ازش خداحافظی کرد و وارد خونه شد..به سمت حموم رفت و لباس هاش رو درآوورد.
دیدگاه ها (۰)

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ¹بلخره انتظار ها به پایان رسید..رقصنده...

با لباس سفیدش روی صحنه میرقصیدبدنش رو با ریتم تکون میدادزیر ...

چند پارتی پارت ۳ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیبعد از رفتن آن پس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط