{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برف میبارد...

برف میبارد...
بگذار پرده را کنار بزنم،،،
کنار پنجره بنشینم...
یک منو یک کاغذ و قلم...
فنجان قهوه هم که هست...
اما انگار...
یک چیزی این میان کم است...
نمیدانم...
شعله ی بخاری ک بالاست...
برف هم ک همچنان میبارد...
قهوه ام که همچنان داغ است...
ب جاده نگاه میکنم...
آه...یادم آمد...
میدانی چه کم بود؟؟؟
جای پای تو...
بر روی حجم برف این جاده....
تا تونیایی ...
احساس شاعرانه ی زمستانی ام گل نمیکند...
حال بگذار تا میتواند ببارد...
دیدگاه ها (۲)

روی این دفتر نم خورده کاهی بنویس،درد دل یا که گله، هر چه که ...

ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺖ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺳﺎﺯ ﺍﺳﺖ، ﺑﺨﻨﺪﭼﻬﺮﻩ ﺍﺕ ﺑﺎ ﻧﻤﮏ ﺧﻨﺪﻩ ﭼﻪ ﻧﺎﺯ...

دوستت دارم اگر سوگند می خواهد , بگویا دل سنگت، مرا در بند می...

برام آرامش محضی ، کنارت خستگی خوبهنباشی ناخوشم با تو چقدر وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط