{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روی این دفتر نم خورده کاهی بنویس،

روی این دفتر نم خورده کاهی بنویس،
درد دل یا که گله، هر چه که خواهی بنویس...

آمدم تا که به حرف دل تو گوش کنم،
حیف شد، باز تو بی پشت و پناهی، بنویس...

ساکتی، بغض نکن، سخت دلم می گیرد،
تو هم آواره‌ی این شهر سیاهی، بنویس...

قدر یک ثانیه، در چشم تو جا می‌مانم
وقت تنگ است تو بی پشت و پناهی بنویس...

من خبر از دلِ دریای نگاهت دارم،
آب، یک جرعه برای دلِ ماهی بنویس...

و رسیدی تو به خطی که شروع باید کرد
باز با یاد خدا هر چه که خواهی بنویس...
دیدگاه ها (۱)

ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺖ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺳﺎﺯ ﺍﺳﺖ، ﺑﺨﻨﺪﭼﻬﺮﻩ ﺍﺕ ﺑﺎ ﻧﻤﮏ ﺧﻨﺪﻩ ﭼﻪ ﻧﺎﺯ...

نمی دانم تو هم یاد دل ما میکنی یا نه...... مرا راه گلو.... ا...

برف میبارد...بگذار پرده را کنار بزنم،،،کنار پنجره بنشینم...ی...

دوستت دارم اگر سوگند می خواهد , بگویا دل سنگت، مرا در بند می...

#ماه، تنها هم‌سفرِ شب‌های بی‌خوابیِ من است؛ همان‌که بی‌آنکه ...

* دیدمت وه! چه تماشایی و زیبا شده ایماه من، آفت دل، فتنه جان...

سناریوی بلولاک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط