{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر از آنهمه شیطنت و شلوغی خبری نیست؛

دیگر از آنهمه شیطنت و شلوغی خبری نیست؛



انقدر به خاطر ضربدر های جلوی اسمم چوب روزگار را خوردم؛

تبدیل شدم به ساکت ترین شاگرد کلاس زندگی..............
دیدگاه ها (۱)

گرید به حالم کوه و در و دشت از این جدایی می نالد از غم این ...

همه ی زندگیم درد، همه ی زندگیم غمجلوی آینه نشسته م، وسط فکرا...

امید، بهترین سرمایه برای ادامه زندگی است... باد با چراغ خام...

گاهی گردش پرگار تقدیر در دست تو نیست... باید بنیشینی و نظار...

آومدم فقط یک بار به جای دفتر خاطراتم اینجا حرف بزنم

بدترین کابوس عروس و داماد در شب عروسی!

چند پارتی

قسمت بیست و چهار

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 7ویو ات:روز دوم مدرسه بود و من از هم...

درخواستی وقتی هم دانشگاهی بودید و ..Part:¹+لونا ..! نه !!( ن...

پارت چهاردهم | تلهصبح روز بعد، مدرسه مثل همیشه شلوغ بود.لیان...

𐙚🦋 پارت اول — «هم‌تیمیِ غیرممکن» 🦋𐙚ویو آتصدای همهمه‌ی بچه‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط