بی هیچ انگیزه ای
بی هیچ انگیزه ای
زندگی را زندگی میکنم
صبح ها از خواب بلند میشوم
به تو سلام میکنم
به سمت چای میروم
و چای را دم میکنم
پرده را کنار میزنم
از گوشی آهنگ
"دوس دارم زندگی رو "
پخش میشود
و باز من مشغول گوشی موبایل میشوم
انگار نه انگار
چشم هایم ضعیف شد
انگار از بس موبایلم کنارم است
سمت چپ بدنم دائم درد میکند
پایم و دستم و گاه قلبم
رفقا را که میبینم
فیلم خوشحالی و سرحالی بازی میکنم
و بی هیچ انگیزه ای شادمانم
تشک روی تختم کمی منحی شده
از بس دراز کشیده ام
و خوابم نبرده
و موبایل چک کرده ام
و چای خورده ام
معده ام دچار مشکل است
انگار
که همه چیز سر دلم میماند
دکتر میگوید
همه ی اینها برای استرس های فراوانی است که تو کشیده ای
من کنار لبم لبخند می آورم و
میگویم : چه کسی درک میکند:)
من فکر میکنم
زندگی هیچ شباهتی به حال من ندارد:)
غمگین و سرد و تنها برای خودم چای میریزم
و فکر میکنم
زندگی یعنی کنار حیاط عصر ها بنشینی
هندوانه داخل آب حوض قل بخورد
چای دارچین بخوری و بگویی
دنیا بهتر از این نمیشود:)
حالا که این متن تمام میشود دوستانم تماس میگیرند پیام میدهند و
حالم را میپرسند
و من تازه میفهمم
چقدر تنهایم:)
به همشان جواب میدهم:)
خوبم این متن است
نه حال نوشت
ولی خودم که میدانم
بی هیچ انگیزه ای زندگی را زندگی میکنم:)
زندگی را زندگی میکنم
صبح ها از خواب بلند میشوم
به تو سلام میکنم
به سمت چای میروم
و چای را دم میکنم
پرده را کنار میزنم
از گوشی آهنگ
"دوس دارم زندگی رو "
پخش میشود
و باز من مشغول گوشی موبایل میشوم
انگار نه انگار
چشم هایم ضعیف شد
انگار از بس موبایلم کنارم است
سمت چپ بدنم دائم درد میکند
پایم و دستم و گاه قلبم
رفقا را که میبینم
فیلم خوشحالی و سرحالی بازی میکنم
و بی هیچ انگیزه ای شادمانم
تشک روی تختم کمی منحی شده
از بس دراز کشیده ام
و خوابم نبرده
و موبایل چک کرده ام
و چای خورده ام
معده ام دچار مشکل است
انگار
که همه چیز سر دلم میماند
دکتر میگوید
همه ی اینها برای استرس های فراوانی است که تو کشیده ای
من کنار لبم لبخند می آورم و
میگویم : چه کسی درک میکند:)
من فکر میکنم
زندگی هیچ شباهتی به حال من ندارد:)
غمگین و سرد و تنها برای خودم چای میریزم
و فکر میکنم
زندگی یعنی کنار حیاط عصر ها بنشینی
هندوانه داخل آب حوض قل بخورد
چای دارچین بخوری و بگویی
دنیا بهتر از این نمیشود:)
حالا که این متن تمام میشود دوستانم تماس میگیرند پیام میدهند و
حالم را میپرسند
و من تازه میفهمم
چقدر تنهایم:)
به همشان جواب میدهم:)
خوبم این متن است
نه حال نوشت
ولی خودم که میدانم
بی هیچ انگیزه ای زندگی را زندگی میکنم:)
- ۷.۱k
- ۲۹ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط