{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگهبان جنگل

نگهبان جنگل
پارت ۹


جین:برای چی دوباره امدی اینجا؟
مینا:چی تو میتونی حرف بزنی؟
جین:اره تو نمیتونی؟
مینا:چی معلومه که میتونم الانم دارم حرف میزنم.

جین:چقد تو خنگی دختر ، از اینجا برو اینجا بمونی برات خطر داره.
مینا:اصن خودت چرا اینجایی هان من به خاطر تو برگشتم. من نگرانت بودم که اتفاقی برات نیوفته.

جین:داری سر من منت میزاری؟
مینا: نه ... خوب اینطور نیست من فکر کردم که تو لال هستی و نمیتونی صحبت کنی گفتم اگه اتفاقی توی این جنگل برات بیوفته نمیتونی کاری بکن و .... خوب.

جین:تو آمدی دنبالم که منو ببری پیش خودت.
مینا: درسته .
جین: برو خونت بچه اینجا جایی هست که من بهش تعلق دارم.
مینا: بهش تعلق داری؟!

جین:اره
مینا:مامان و بابات نگهبان جنگل بودن؟ اصن اون چرا همچین چیزی رو بهت کفت هان؟
جین:چقد تو فضولی آخه بچه(عصبی)

مینا:من بچه نیستم ۱۵ سالمه و ماه بعد میرم توی ۱۶ سال.(اخم)
جین: خوب بابا عصبی نشو جوجه اردک زشت(خنده)
مینا: چییییی! مت زشت نیستم این تویی که زشتی.(عصبی)

جین:چی من ... من به ورلدواید هندسامی زشت؟ هه دختر جون توی لغت نامه من چیزی به اسم....


لایک کن و کامنت بزار بعد پارت ۱۰ رو بخون
دیدگاه ها (۰)

نگهبان جنگلپارت۱۰جین: توی لغت نامه من چیزی به اسم زشت وجود ن...

نگهبان جنگلپارت ۱۱جین:بهت میگم برو بچه دیگه داره دیر میشه.می...

نگهبان جنگلپارت۸ناخداگاه فکرم رفت پیش اون پسره.اگه اتفاقی بی...

بنده اونی که گزارش میکنه رو گاییدم

فیک کوک : به چیزی که دل ندارد دل نبند

پارت 13

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط