من مست بهار حسنت ای آهوی صحرای چرا پیشم نمی آیی من امشب ب
من مست بهار حسنت ای آهوی صحرای چرا پیشم نمی آیی من امشب بخود حیرانم میدانم نمیدانم دلبسته کجا آیا حیران و پریشانم من عشق تو دارم در سرای آهوی صحرای چرا پیشم نمی آئی می نوشی نمیکردم من نوشیدم می حسنت تومی نوش من کردی بیشتر تودل آرای من فکر تو دارم در سر ای آهوی صحرای چرا پیشم نمی آئی
- ۲.۶k
- ۰۳ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط