{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗
𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶⁰

چند دقیقه بعد، وقتی همه دوباره سر جاشون نشستن، تلفن نامجون زنگ خورد.
با دیدن اسم تماس‌گیرنده، لبخندش محو شد.
جین:کیه؟
نامجون صفحه رو به بقیه نشون داد.
نامجون:مدیر کمپانیه.
همه ساکت شدن.
تهیونگ دست ا/ت رو گرفت و نامجون تماس رو جواب داد.
نامجون:بله، سلام.
چند ثانیه به حرف‌های پشت خط گوش داد. کم‌کم حالت صورتش جدی‌تر شد.
نامجون:فردا؟ ساعت ده؟ بله، همگی میایم.
دوباره سکوت کرد.
نامجون:نه، این موضوع فقط مربوط به من و تهیونگ نیست.
جین با دقت بهش نگاه می‌کرد. نامجون بعد از چند لحظه تماس رو قطع کرد.
جی‌هوپ سریع پرسید:
جی‌هوپ:چی گفت؟
نامجون:گفت درباره‌ی درخواست جلسه فکر کرده و فردا ساعت ده منتظرمونه.
تهیونگ پرسید:
تهیونگ:می‌دونه موضوع درباره‌ی ا/ته؟
نامجون:نه، ولی…
جین ابروهاش رو بالا برد.
جین:ولی چی؟
نامجون تلفنش رو روی میز گذاشت و گفت:
...
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط