{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاری به کار عشق ندارم . . . .

کاری به کار عشق ندارم . . . .

من هیچ چیز و هیچ کسی را دیگر ،

در این زمانه دوست ندارم . . . .

انگاراین روزگار چشم ندارد ،

من و تو را یک روز خوشحال و بی ملال ببیند . . . .

زیرا ،

هر چیز و هر کسی را که دوست تر بداری . . . .

حتی اگر که یک نخ سیگار ،

یا زهرمار باشد ،

از تو دریغ می کند . . . .

پس من با همه وجودم ،

خودم را زدم به مردن . . . .

تا روزگار ،

دیگرکاری به کار من نداشته باشد . . . .

این شعر تازه را هم ناگفته می گذارم ،

تا روزگار بو نبرد . . . .

گفتم که ،

کاری به کار عشق ندارم . . . . !
دیدگاه ها (۶)

دعوتت میکنم به آرامش، ازهیاهوی شهرتاخانهمیفشانم به زیرپایت گ...

خسته ام . . . .خیلی خسته . . . .به من جایی بدهید . . . .می خ...

مدتی هست که هر روز غروب ،دلم آرام ندارد . . . .مدتی هست که آ...

به چشمات بگو نگاهم نکنند . . . .بگو وقتی خیره ات می شوم ،سرش...

چانگبینبعضی موقع ها فکر می‌کنم عشق همون لحظه‌ای هست که تو نف...

عشق لجباز من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط