{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدتی هست که هر روز غروب ،

مدتی هست که هر روز غروب ،

دلم آرام ندارد . . . .

مدتی هست که آواز و ترانه انگار ،

پیش من بی رنگ است . . . .

مدتی هست پریشانی من ،

رنگ تنها شدن است . . . .

رفتن و از همه بگسستن ودلگیر شدن است . . . .

من دلگیر تو را میخواهم ،

که ترانه بشوم . . . .

من دلتنگ ،

تو را میخواهم که پر از صحبت عشق در خانه ام بکوبی تو و مهمان بشوی . . . .

من تنها امشب ،

هوس بوسه به لبهای تو را کرده دلم . . . .

و هراسانم از این بی باکی ،

که تو را رنجه کند . . . .

که تو را دورتر از این بکند . . . .

زدر خانۀ من ،

مدتی هست . . . .

آری . . . .

که تو از من سیری،

که من از تو دورم . . . .

و چراغ شب من ،

خاموش است . . . .

و چراغ دل من . . . .
دیدگاه ها (۳)

کاری به کار عشق ندارم . . . .من هیچ چیز و هیچ کسی را دیگر ،د...

دعوتت میکنم به آرامش، ازهیاهوی شهرتاخانهمیفشانم به زیرپایت گ...

به چشمات بگو نگاهم نکنند . . . .بگو وقتی خیره ات می شوم ،سرش...

بهمن هم رسیـد . . . .و بـادابـرها را به شهرمـان آورد . . . ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط