{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او به من می گوید ای آغوش گرم

او به من می گوید ای آغوش گرم
مست نازم ڪن، ڪه من دیوانه ام

من به او می گویم ای ناآشنا
بگذر از من، من تو را بیگانه ام

آه از این دل، آه از این جام امید
عاقبت بشڪست و ڪس رازش نخواند

چنگ شد در دست هر بیگانه ای
ای دریغا، ڪس به آوازش نخواند
دیدگاه ها (۰)

تو را در دلبری دستی تمامستمرا در بی‌دلی درد و سقامستبجز با ر...

هر عهد که با چشم دل انگیز تو بستم امشب همه راچون سرزلف تو،شک...

از آدمهای پرتوقع فاصله بگیراینها مقیاست را به هم می زنند و ح...

نگارا، بی تو برگ جان که دارد؟سر کفر و غم ایمان که دارد؟اگر ع...

این آهنگ داره به زبون خودش میگه منم می‌خوام به زبون خودم بگم...

تودرون قلب من فرمان روایی دگر مثلت نیست غیر آغوش تو هرجا برو...

ᴘᴀʀᴛ43صدای جونگکوک در ذهنم نجوا می‌کند:«روی تخت ملکه بشین.»ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط