{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقب |‌ اکتاویو پاز

نقب |‌ اکتاویو پاز









با رنج بسیار، با یک بند انگشت پیشرفت در سال،
در دل صخره نقبی می‌زنم. هزاران هزار سال
دندان‌هایم را فرسوده‌ام و ناخن‌هایم را شکسته‌ام
تا به‌سوی دیگر رسم، به نور، به هوای آزاد
و آزادی. و اکنون که دست‌هایم خونریز است و دندان‌هایم
در لثه‌هایم می‌لرزند، در گودالی چاک‌چاک از تشنگی و غبار،
از کار دست می‌کشم و به کار خویشتن می‌نگرم: من نیمه‌ی دوم زندگی‌ام را
در شکستن سنگ‌ها، نفوذ در دیوارها، فروشکستن درها
و کنار زدن موانعی گذرانده‌ام که در نیمه‌ی اول زندگی
به‌دست خود میان خویشتن و نور نهاده‌ام.
دیدگاه ها (۱)

پاری اوقاتدلت چیزهایی میخواهد که توی هیچ قوطیعطاری یافت نمیش...

شب خوش خورشید . خواستنی هستی .

سه ماههکه کره جنوبی از کشور ما نفت نمیخرهولی ما درصف اجناس ک...

ترامپ در مجمع عمومی: بهترین عملکرد را داشته‌ام/ به ایران اجا...

باشگاه شکار ارواح ✦ پارت ۵۸ ✦«جایی که همه‌چیز شروع شد...» یک...

#سایه_ای_در_خانه_چئون# part_21جه‌هون با تردید به او نگاه کرد...

مادرم بعد از آنکه همه ما فرزندانش از خانه رفتیم و هر کدام دن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط