{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برف می بارد

برف می بارد
برف می بارد به روی خار و خاراسنگ
کوهها خاموش
دره ها دلتنگ
راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ
بر نمی شد گر ز بام کلبه های دودی
یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد
رد پا ها گر نمی افتاد روی جاده های لغزان
ما چه می کردیم در کولاک دل آشفته دمسرد ؟
آنک آنک کلبه ای روشن
روی تپه روبروی من
در گشودندم
مهربانی ها نمودندم
زود دانستم که دور از داستان خشم برف و سوز
در کنار شعله آتش
قصه می گوید برای بچه های خود عمو نوروز
گفته بودم زندگی زیباست
گفته و ناگفته ای بس نکته ها کاینجاست
دیدگاه ها (۱)

موجود

شعر زیبای آرش کمانگیر برف می بارد؛برف می بارد به روی خارو خا...

با مادرم کمی دیرتر به محل تجمع اولیه رسیدیم. خانم‌ها روی پله...

سلام دوستانمیخوام برداشتتون رو از شعری که به اشتراک گذاشتم و...

سال‌هاست بر این سرزمین کار می‌کنم آجر کنار هم می‌گذارم مز...

چشم هاتو ببند میخام ببرمت به دهه شصت..یه شب سرد زمستونی ، ب...

#زِ_مَستانِ‌زمستانی "زمستان نیست انگاریکسی در من سراغی از دل...

کتیبه هیراتیک (نیمه تصویری) دره هفت آسیاب: این کتیبه در ارتف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط