THE NAME

THE NAME...
گل رز سفیدم
PART...
4️⃣
🖤💋...
اما کسی از چیزایی که در انتظارشون بود خبر نداشت.
فردای آن روز 6:30 a.m
چشماش رو باز کرد. با جای خالی پسرش مواجه شد.
از جاش بلند شد کمی اتاق رو گشت؛ رفت حاضر شد و از پله های عمارت پایین رفت و با صحنه روبروش لبخند ملیحی زد.
پسرکش بغل هوسوک بود و جونگ کوک داشت بهش غذا میداد.
و بقیه هم دور میز داشتن غذا میخوردن.
هه سو جلو رفت و گفت:
_فکر نمی کردم آنقدر سحر خیز باشید(با لبخندی گرم)
سوکجین به صندلی خالی کنار یونگی اشاره کرد و گفت:
_چرا نمیشینی کنار کسی که ماهارو سحرخیز کرده و صبحانه بخوری؟
هه سو لبحندش محو شد و آروم به سمت صندلی رفت.نشست و صبحونه اش را خورد.
بعد از خوردن صبحانه از جایش بلند شد و رو به یکی از بادیگارد هاش که دیگر از این عمارت مراقبت میکردن کرد و با لحنی سرد تر از هوای قطب گفت:
_هیون سوک رو ببر مهد و بعدش بیارش شرکت.
همه غیر از خدمه و بادیگارد ها از این حجم از سردی تعجب کرده بودن.
هه سو دیگه چیزی نگفت و سر پسرش رو بوسید و به سمت پارکینگ رفت.
همینکه خواست سوار ماشین بشه نامجون گفت:
_هه سو...
🖤💋...
بالاخره پارت گذاشتم
🖤💋...
#گل_رز_سفیدم
@wang.hea.soo.2025
دیدگاه ها (۱)

THE NAME...گل رز سفیدم PART...5️⃣🖤💋... _هه سو ممکنه با هم ح...

THE NAME...گل رز سفیدم PART...6️⃣🖤💋... که با صدای در هه سو ا...

THE NAME...گل رز سفیدمPART...3️⃣🖤💋... _این یعنی 20 ساله بودی...

THE NAME...گل رز سفیدمPART...2️⃣🖤💋... اما همینکه خواست خواهر...

Big guy....... چانگبیناااااادختر بلند اسم دوست پسرشو تو خونه...

#ازدواج_اجباری Part:5(علامت پدر لینو ، پ.ل و علامت مادرش م.ل...

( P. 1.) فصل ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط