ازدواجاجباری

#ازدواج_اجباری
Part:5
(علامت پدر لینو ، پ.ل و علامت مادرش م.ل )
پ.ل : لینو بعد از رفتن به شرکت سعی کن شب قبل ساعت 8 خونه باشی
لینو : (سرم پایین بود و مشغول صبحونه خوردن بودم که با حرف بابام سرم رو آوردم بالا و ی خنده ی آروم کردم و گفتم ) پدر...مگه من ی دختر بچه ام؟ (خنده ی آروم ، آخ من قربونش برمممم )
با حرف آخر لینو ، هم مادرش و هم پدرش خنده ی آرومی زیر لب‌ کردن که مادرش گفت
م.ل : هی لینو...سعی پرو نباشی همینی که هست قبل ساعت 8 خونه باش کارت داریم
لینو : اوکی
بعد از تموم کردن صبحونه هر سه نفر از روی صندلی میز ناهارخوری بلند شدن وبه سمت طبقه ی بالا به طرف اتاقشون حرکت کردن و لینو در اتاق رو باز کرد و به سمت حموم توی اتاقش رفت و ی دوش 10 مینی گرفت ؛ // اول رفت به سمت کمد و  ی کت مشکی ، ی پیراهن سفید ، شلوار مشکی و ی کروات مشکی برداشت و پوشید و کفش مردونه ی براق رو پوشید ، موهای ابریشمی مشکی و ی عطر تند و مست کننده ی مردونه به خودش زد (اصن بینظیره عرررررر🎀)//
بعد از پوشیدن و آماده شدن به طرف در اتاق رفت و بازش کرد و به طرف پله ها رفت و از پله ها رفت پایین و به سمت در رفت و قبل از اینکه به طرف در خروجی خونه بره خدمتکار بهش سویچ ماشین  رو داد (یادم باشه عکس استایل لینو و ماشین رو بفرستم از یادم رف خودتون تصور کنین عزیزان )
در بزرگ عمارت باز شد و لینو از عمارت بزرگ بیرون رفت و به سمت ماشینش رفت که قبل سوار شدنش بادیگارد ها اونو از پارکینگ بزرگ عمارت بیرون آورده بودن
سوار ماشین شد و روشنش کرد و به طرف در خروجی عمارت حرکت کرد و از عمارت خارج شد و به طرف شرکت بزرگش حرکت کرد
توی راه شرکتش به فکر این بود که معامله که انجام شده چه تایمی قراره اون دختر به من فروخته بشه ؟ تا منم پولو به اون باباش بدم ؟
وایسا بابام عکس دختره رو برام فرستاده بود
ویو راوی **
چون ی رافیک بود لینو نگه داشت جلوی ی ماشین و نگه داشت و گوشیشو از روی صندلی دستیار ماشین برداشت رمزشو باز کرد و
روی (ی برنامه ،حالا هر برنامه ای که فکرشو میکنین 😂) انگشتشو روی اکانت پدرش زد و از توی صفحه چت پدرش و خودش عکس لونا رو باز کرد و کیلیک کرد روش
دیدگاه ها (۸)

پارت آخرهیون جلوی ی فروشگاه بزرگ جواهرات فروشی نگه داشت و ما...

#ازدواج_اجباری Part:4جنی وارد اتاق شد و گفتجنی : لونا.....آم...

ازدواج اجباری Part : 3گذاشت توی بقلش آرامش بگیره...لونا با ت...

#ازدواج_اجباری Part : 6کیلیک کرد روش و عکس لونا رو دید ی جور...

دیدار اول ..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط