{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خَرِتون که از پل گذشت،

خَرِتون که از پل گذشت،
زیر حرف‌تون نزنید؛
خَره دیگه،
یهو دیدین برگشت!!

✅پادشاهی مبلغ زیادی نذر نمود تا در صورت بهبودی از بیماری ، در میان نیازمندان تقسیم کند . نذر او موثّر واقع شد و سلامتی اش را باز یافت . شیطان به وسوسه افتاد و وزرا نیز با طرح نگرانی از خالی شدن خزانه برای پیشامدهای مهم ، به تردید و بهانه جوئی شاه دامن می زدند .

قرار بر این شد اوّلین فردی که وارد قصر می شود در این مورد داوری نموده و نظرش مبنا قرار گیرد . از قضا به ظاهر دیوانه ای وارد شد ؛ شاه مسئله را مطرح ساخت و با اشاره به سخن وزرا از او چاره خواست .

دیوانه گفت : نظر این فرومایگان را رها کن ، امّا حال خود را بنگر و ببین آیا به کسی که با او عهد بسته بودی دوباره نیازمند خواهی شد یا خیر؟ اگر دگر بار گذر نیازت به او خواهد افتاد ، به عهد خویش عمل کن و در غیر این صورت آن را نادیده بگیر !
شاه از این سخن به شدّت تکان خورد و مطابق قرار خود با خدا عمل نمود .

👈 گرچه او توبه پذیر است ما عهد شکن نباشیم
@Aavaonava
دیدگاه ها (۰)

خَرِتون که از پل گذشت ، زیر حرف‌تون نزنید ؛ خَره دیگه ، یهو ...

شخصی به نام ابواحمد، عبداللّه صفوانی حکایت کند: روزی به همر...

در اواخر حکومت سلطان محمد که فتوری در همه امور روی داده و هر...

نصوح مردی بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و ان...

نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اند...

نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اند...

مردی در حمام زنانه(داستان زیر را بخوانید) نصوح مردى بود شبیه...

مردی در حمام زنانه(داستان زیر را بخوانید) نصوح مردى بود شبیه...

نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اند...

توبه نصوح :نصوح مردی بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط