در یک غروب اردیبهشت

در یک غروب اردیبهشت
نزدیک مرگ آفتاب
زیر قطره های باران
روشنایی چراغ های خیابان
تنهایی که فقط صدای تو
آنگاه که مرا ، پسر بچه ای تخس خواندی عاشقت شدم .
««دست نوشته های ذهن یک دیوانه »»
دیدگاه ها (۴)

☘️🍂☘️از آخرین باری که کسی رو دوست داشتم چیز زیادی یادم نیستا...

دلم سفر می‌خواهد ،با حالی که خوش باشد ،لب‌هایی که بخندد، دلی...

شب را به سحر رسانده ام چشم را به در دوخته ام گوش را به تن ج...

**بیکران پیداست**.موهای تو در تارهای حنجره‌ام گیر کرده‌انداز...

بعد از درد آن شب ✭ Wylder✭P.3در ادامه...آن شب طولانی‌تر از ...

برادرای هایتانی پارت ۱۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط