{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PART

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞
PART²⁶

(آرا+)(هوسوک–)(مادر آرا=)(پدر آرا∆)(تهیونگ/)(هائون£)
آرا نزدیک بود بیفته که هوسوک میگیرتش!
+هوسوک لعنت بهتتتتتتت!بچه داره میاد!
تهیونگ چون دکتر بود سریع به آرا میرسه و دستش رو روی شکم آرا تکون میده.
/بچه داره تکون میخوره!اینجا اتاق خصوصی هست؟فرصت نیست تا برسونیمش بیمارستان باید همینجا انجامش بدیم!
هوسوک آرا رو براید استایل بغل می‌کنه و با تهیونگ و ناری میرن به اتاق خصوصی و هیچکس جز اون چهارتا نیست.
/ناری!عزیزم میتونی بری توی ماشین و کیف من رو بیاری؟توش چند تا وسیله اضطراری دارم!
ناری می‌ره و کمتر از دو مین با کیف بر میگرده!آرا رو روی کاناپه میخوابونن و هوسوک دستش رو میگیره و چشمای آرا از درد قرمز شده بود و دندون های نیش خون‌آشامیش آماده گاز گرفتن یه چیزی بود و به خاطر اینکه کنترلی روی قدرت هاش توی اون لحظه نداشت همه چیز توی اتاق روی هوا معلق میشن!
/اوکی آماده...1...2...3 زور بزن!
آرا زور میزنه و دستای هوسوک رو فشار میده
/اوکی خوبه سر بچه داره میاد بیرون.
بعد از چند مین و فشار دادن هوسوک بچه رو می‌کشه بیرون
/پسره!
آرا دوباره از درد ناله می‌کنه!
/اوه اوه...هنوزم هست!
بعد از 30 مین دو تا بچه دیگه هم به دنیا میان و آرا الان سه تا بچه رو در آغوش گرفته بود دوتا پسر و یکی دختر و خشمگین به هوسوک نگاه میکرد!
–هی یجوری رفتار میکنی انگار تقصیر منه!تو هم همکاری داشتی!
+به خاطر اصرار تو بود!قرار بود فقط یکی بچه دیگه بیاریم نه سه تا!
–خب من بهت گفتم 100 تا ورژن کوچولو ازت می‌خوام!
+هوسوک!به محض اینکه بتونم روی پاهام بایستم...گردنت رو با دندونام پاره میکنم!
/خب بسه دعواهاتون رو بزارید برای بعد الان بقیه قراره بیان بچه ها رو ببینن!
در باز میشه و اولین نفری که وارد میشه هائون بود که تازه یاد گرفته بود راه بره و کمی هم صحبت کنه!
£ماما...پاپا!
هوسوک هائون رو بغل می‌کنه و پیشونیش رو میبوسه!
∆وات د هل؟سه قلو!فکر کنم دامادم خیلی خوش اشتهاست!
+هی بابا!طرف منو بگیر نه اونو!
=خب اسماشون رو چی میزارید!
+هنوز تصمیم نگرفتیم!
/خب هوسوک بهتره تا یک هفته با دقت از آرا مواظبت کنی و نزاری تنها بلند بشه چون بدون اینکه بی حسی بهش تزریق بشه سه قلو به دنیا آورده.
–حواسم هست!
با گذشت روز همه میرن و هوسوک و چهارتا بچه و آرا مونده بودن!
–هی باهام قهر نکن جبران میکنم!
+تا سال دیگه کی مرده کی زندست!
–کی گفت سال دیگه؟همین فردا برات جبران میکنم فقط بگو چی میخوای!
+فردا نمیتونم راه برم!
–اوه درسته به محض اینکه خوب بشی!
+می‌خوام یه روز فقط من و تو باشیم!
–اوه!اوکی…الان بیا برای بچه ها اسم انتخاب کنیم
+برای اولین پسر بزاریم جانگ هانول به معنی آسمان،
–پسر دوم جانگ هارو به معنی روز،روشنی
+ و برای دخترمون...
–+ جانگ هارا به معنی مهربانی!
«پرش زمانی به دو هفته بعد»
آرا بلاخره خوب شده بود و از والدینش خواسته بود امروز رو از بچه ها مراقبت کنن و با هوسوک رفت خرید و بعد رفتن رستوران و غذا خوردن و هوسوک برای آرا گل خرید و بعد آرا رو برد به جنگل تا عطشش نسبت به خون رو با شکار بخوابونه و بعد روی تقویت و کنترل قدرت هاش کار کنه! حدود ساعت 6 عصر برمی‌گردن و با صحنه ای جالب رو به رو میشن!هارا و هارو روی تخت دراز کشیدن و پستونک میمکن و هانول کمی دورتر از اونا خوابیده و هائون روی کاناپه نشسته و با گربه مادربزرگش که آورده بودن اونجا بازی می‌کنه آرا از همه اون سه تا جدا جدا عکس میگیره و میره بغل مادرش!
+مامان ازت ممنونم!
=قابلی نداشت!خب من باید برم!بای
آرا عکس هایی که گرفته بود رو توییت میزنه«وقتی میای خونه و با این صحنه های دوست داشتنی رو به رو میشی!»
ناری و هوسوک هردو برای آرا ریپلای میزنن.(عکس توییت ها رو میزارم اسلاید بعد ولی اگر نشد بیاید استوری).آرا گوشیش رو خاموش می‌کنه و می‌زاره کنار و هانول رو آروم بلند می‌کنه و میزاره توی تختش تا راحت تر بخوابه...
سال ها میگذره و اونها به خوبی و خوشی بچه هاشون رو بزرگ میکنن و تا آخر عمرشون عاشق هم میمونن مشکلات کوچیک و بزرگشون رو با کمک هم حل میکنن و توی تولد 150 سالگی هائون اون دو با عشق نسبت به هم و طبق رسوم خون آشام ها باهم می‌میرند و قلب هایشان تا ابد به تپیدن برای یکدیگر ادامه می‌دهد.

End of story!
پایان...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
دیدگاه ها (۵)

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞خب خب...

English name:𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩...

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞PART²...

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞Part²...

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞PART²...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط