{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسره تقریبا هفت سالش بود

پسره تقریبا هفت سالش بود
تنها کنار پیاده رو نشسته بود
گفتم شاید گم شده
رفتم بهش گفتم:
کوچولو راه خونتونو گم کردی؟
گفت:نه اسکول،منتظر زیدمم
دیدگاه ها (۳)

.

●■خودتو بگیـر مَغرور باشـ○□روحُتو رهـا نکُـن یکـم محدود باشـ...

❤

.

باورتون میشه چند شب پیش خواب دیدم کنار یه پسر جذاب رو پشت بو...

P³¹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

رومان عشق پنهانی (پارت5)

✨REGRET✨PART: 11ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ[ویو لا...

رومان عشقم مافیا پارت 39 اخر این پارت اخر رومانم ھست از زبان...

بس کن پسره ی سیگماححححح👆قلب بالا قرمز میکنی پیشی کوچولو🐈؟توی...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

نمی‌گم به کسی👆قلب بالا قرمز میکنی پیشی کوچولو🐈؟توی این پیج ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط