{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک مو به تن ازعشق تو آزاد ندارم

یک مو به تن ازعشق تو آزاد ندارم
ازخویش ، گرفتــــــارتری یاد ندارم

گربند ز پـــــایم بگشایی ، ندهد سود
ســــودای ِرهایی ز توصیّاد ، ندارم

درعشق، تفاوت نکند شادی و اندوه
هرگزنخورم غم ، که دل ِشاد ندارم

چندی ست که ازجور،نگه داشته ای دست
پنــــــداشتــــه ای طاقتِ بیداد ندارم

دردیده ی پُرنم بنشین، یا دل ِخونین
معـــذورم اگــــــرخانه ی آباد ندارم

گفتم که فتد زلفِ تویک روز به چنگم
افسوس کـــه در دست بجزباد ندارم

با کوهِ غم ِعشق،چه تدبیرتوان کرد
فـــرهـــاد نیَم ، تیشه ی فولاد ندارم

شد جوروجفایت زدلم پاک فراموش
جزمهر و محبّت ز تو در یاد ندارم
دیدگاه ها (۱)

یک مو به تن ازعشق تو آزاد ندارمازخویش ، گرفتــــــارتری یاد ...

چاره‌ها رفت ز دست دل بیچاره ی منتو بیا چاره ی من شو که تویی ...

چاره‌ها رفت ز دست دل بیچاره ی منتو بیا چاره ی من شو که تویی ...

چاره‌ها رفت ز دست دل بیچاره ی منتو بیا چاره ی من شو که تویی ...

دلتنگم ای عزیز به روی نگاری‌اترو کرده‌ام به پنجره انتظاری‌ا...

بسم الله النورکاش تا خیمه سبزت برسد فریادممن از آن روز که در...

فرزانه جاودانی شاعر کرمانی

⬛⬛⬛⬛⬛⬛⬛⬛⬛از عرش از میان حسینیه ی خدا آمد صدای ناله ی حی علی ...

از ازل آب و گلم گفت: که من کوثری امفاطمی دین و حسینی، حسنی، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط