ما چون دو دریچه روبروی هم
ما چون دو دریچه روبروی هم
آگاه زهر بگو مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرارروز آینده
عمر آینه بهشت، اما…آه
بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه
اکنوندل من شکسته و خسته ست
زیرا یکی از دریچه ها بسته ست
نه مهر فسون، نه ماهجادو کرد
نفرین به سفر، که هر چه کرد او کرد
آگاه زهر بگو مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرارروز آینده
عمر آینه بهشت، اما…آه
بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه
اکنوندل من شکسته و خسته ست
زیرا یکی از دریچه ها بسته ست
نه مهر فسون، نه ماهجادو کرد
نفرین به سفر، که هر چه کرد او کرد
- ۱.۱k
- ۲۴ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط