من اندوه بارانم
من اندوه بارانم
در خساست ابر
به آن هنگام که
در کویر نمی بارد.
من تولد دانه ای هستم
که شوق رویش را
زیر سایه ی چنارهای بلند
از دست می دهد.
من اسارت اشک
در دیده گانی هستم
که تا بی نهایت نخواهد گریست .
من تجربه ی پرواز
در بالهای شکسته ی پرنده ای هستم
که اولین اوج او
سقوطش خواهد بود
و من اینجا
در میان این نا برابریها
حس بودن را صبر می کنم .....................
این گلهای زیبا تقدیم به وجود شما عزیزان
شبتون بهاری
در خساست ابر
به آن هنگام که
در کویر نمی بارد.
من تولد دانه ای هستم
که شوق رویش را
زیر سایه ی چنارهای بلند
از دست می دهد.
من اسارت اشک
در دیده گانی هستم
که تا بی نهایت نخواهد گریست .
من تجربه ی پرواز
در بالهای شکسته ی پرنده ای هستم
که اولین اوج او
سقوطش خواهد بود
و من اینجا
در میان این نا برابریها
حس بودن را صبر می کنم .....................
این گلهای زیبا تقدیم به وجود شما عزیزان
شبتون بهاری
- ۱.۰k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط