{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد ، به زیر آن درختی

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد ، به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد.
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران،به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد.
ترازو گر نداری پس ترا، زو ره زند هر کس، یکی قلبی بیاراید، تو پنداری که زر دارد.
ترا بر در نشاند او به طراری که می آیم...!
تو منشین منتظر بر در ، که آن خانه دو در دارد...
به هر دیگی که می جوشد میاور کاسه و منشین
که هر دیگی که می جوشد درون چیزی دگر دارد.

دیوان شمس
دیدگاه ها (۱۶)

ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯾﺴﺖ ﺯلیخا ، ﭼﻪ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖﻫﺮ ﺯِ ﭼﺎﻩ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯼ ﯾﻮﺳﻒ ﮐﻨ...

من اندوه بارانمدر خساست ابربه آن هنگام کهدر کویر نمی بارد.من...

بعضی از شادی ها را دیگران خراب کردند ،خیلی از خوشی ها را خود...

زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط