بزرگترینآرزو
#بزرگترین_آرزو
P10
پرونده رو مقابلش قرار داد و شروع به خوندنش کرد..
ساعت ها مشغول بررسیش بود .. ساعت 11:30 رو نشون میداد..
این پرونده کمی پیچیده بود.. اینکه پرونده به این مهمی رو تا الان از همه مخفی کردن یکمی عجیب بنظر میومد..
و اینطور که پیداست هیچ مدرک خاصی پیدا نمیشه که یک فرد رو متهم کنه ..
فقط از یک نفر که اونم نه عکسی ازش بود و نه مشخصاتی، تنها یک اسم ازش برده بودن..
جئون جونگ کوک..
مالک شرکت بهترین شامپاین کشور..
عینک طبی ِ،رو چشماشو ثابت کرد..
+یچیزیو نمیفهمم.. چرا مدارک برای دستگیری کافی نیستن!
پوست لبشو به دندون گرفت و به پرونده مقابلش خیره شد..
صدای مبهمی که از تلویزیون مقابلش شنیده میشد نظرش رو جلب کرد..
_(این مرد فراری به اسم جئون جونگ کوک.. درحال حاضر هنوز تحت تعقیب ، و درحال فرارِ.. از شهروندان گرامی خواهشمندیم درصورت مشاهده یا داشتن آدرسی از اون، فورا به نزدیک ترین پلیس منطقه مراجعه و گزارش بدن..)
با دیدن عکسی که تو تلویزیون پخش شد ابرو هاش درهم رفت و چشماش از تعجب باز شد..
+اون...
دستپاچه دوباره پشت میزش ثابت شد و فورا پرونده ای که از صبح تا حالا معلوم نبود چند بار خونده اش رو مورد بررسی قرار داد..
چرا انقد همه چیز انقد پیچیده تر شد؟!
ساعت ها گذشت.. صبح شده بود!
همه چیزو در نظر گرفت... قتل و تجاوز..
عصبی موهاشو عقب داد ...
حتی اگه یک صدم درصد هم میفهمید همچین جُرمی انجام داده به هیچ عنوان کمکش نمیکرد!
ولی..حیف.. قضاوت کردن واقعا کار آسونی نیست!
به ساعت مچی دستش نیم نگاهی انداخت..
9:45..
کیف دستیش رو برداشت و با امید، دیدن رئیس دادستانی از دفتر کارِش خارج شد..
چند تقه ای به در زد و داخل رفت..
+اقای نو..
_چیزی شده؟
+درمورد متهم پرونده ای که بهم سپردین..
_سوالی داری؟!
+من پرونده رو بررسی کردم و خب.. هیچ مدرک خاصی نیست که نشون بده ایشون متهم هستن..
_این فقط یک فرضیه اس!
+فرضیه؟!
_ همه ی کسایی که بازجویی شدن.. ازون نام بردن.. حتی دختری که همراه دوستش بوده و مورد تجاوز قرار گرفته..
ابروهاش در هم رفت..
+ بله در اطلاعم.. همه اینا تو پرونده گفته شده اما خودتون خب میدونین که نمیشه اینو به عنوان مدرک دونست و باهاش حکم بازداشت داد.. اما شما این کارو کردین و..
حرفش توسط اون قطع شد..
_ اون آدم درحال حاضر یک فراری محسوب میشه.. بنظرت کسی که هیچ جرمی نداره فرار میکنه؟!
مکثی کرد.. نمیتونست دلیل قانع کننده ای بیاره، و این بدجوری اعصابشو بهم میریخت..
_امیدوارم بتونی این پرونده رو براحتی حل کنی.. حتما اطلاع داری که اگه این پرونده به سرانجام نرسه، از دادستان شدن خلع میشی دیگه نه؟!
P10
پرونده رو مقابلش قرار داد و شروع به خوندنش کرد..
ساعت ها مشغول بررسیش بود .. ساعت 11:30 رو نشون میداد..
این پرونده کمی پیچیده بود.. اینکه پرونده به این مهمی رو تا الان از همه مخفی کردن یکمی عجیب بنظر میومد..
و اینطور که پیداست هیچ مدرک خاصی پیدا نمیشه که یک فرد رو متهم کنه ..
فقط از یک نفر که اونم نه عکسی ازش بود و نه مشخصاتی، تنها یک اسم ازش برده بودن..
جئون جونگ کوک..
مالک شرکت بهترین شامپاین کشور..
عینک طبی ِ،رو چشماشو ثابت کرد..
+یچیزیو نمیفهمم.. چرا مدارک برای دستگیری کافی نیستن!
پوست لبشو به دندون گرفت و به پرونده مقابلش خیره شد..
صدای مبهمی که از تلویزیون مقابلش شنیده میشد نظرش رو جلب کرد..
_(این مرد فراری به اسم جئون جونگ کوک.. درحال حاضر هنوز تحت تعقیب ، و درحال فرارِ.. از شهروندان گرامی خواهشمندیم درصورت مشاهده یا داشتن آدرسی از اون، فورا به نزدیک ترین پلیس منطقه مراجعه و گزارش بدن..)
با دیدن عکسی که تو تلویزیون پخش شد ابرو هاش درهم رفت و چشماش از تعجب باز شد..
+اون...
دستپاچه دوباره پشت میزش ثابت شد و فورا پرونده ای که از صبح تا حالا معلوم نبود چند بار خونده اش رو مورد بررسی قرار داد..
چرا انقد همه چیز انقد پیچیده تر شد؟!
ساعت ها گذشت.. صبح شده بود!
همه چیزو در نظر گرفت... قتل و تجاوز..
عصبی موهاشو عقب داد ...
حتی اگه یک صدم درصد هم میفهمید همچین جُرمی انجام داده به هیچ عنوان کمکش نمیکرد!
ولی..حیف.. قضاوت کردن واقعا کار آسونی نیست!
به ساعت مچی دستش نیم نگاهی انداخت..
9:45..
کیف دستیش رو برداشت و با امید، دیدن رئیس دادستانی از دفتر کارِش خارج شد..
چند تقه ای به در زد و داخل رفت..
+اقای نو..
_چیزی شده؟
+درمورد متهم پرونده ای که بهم سپردین..
_سوالی داری؟!
+من پرونده رو بررسی کردم و خب.. هیچ مدرک خاصی نیست که نشون بده ایشون متهم هستن..
_این فقط یک فرضیه اس!
+فرضیه؟!
_ همه ی کسایی که بازجویی شدن.. ازون نام بردن.. حتی دختری که همراه دوستش بوده و مورد تجاوز قرار گرفته..
ابروهاش در هم رفت..
+ بله در اطلاعم.. همه اینا تو پرونده گفته شده اما خودتون خب میدونین که نمیشه اینو به عنوان مدرک دونست و باهاش حکم بازداشت داد.. اما شما این کارو کردین و..
حرفش توسط اون قطع شد..
_ اون آدم درحال حاضر یک فراری محسوب میشه.. بنظرت کسی که هیچ جرمی نداره فرار میکنه؟!
مکثی کرد.. نمیتونست دلیل قانع کننده ای بیاره، و این بدجوری اعصابشو بهم میریخت..
_امیدوارم بتونی این پرونده رو براحتی حل کنی.. حتما اطلاع داری که اگه این پرونده به سرانجام نرسه، از دادستان شدن خلع میشی دیگه نه؟!
- ۴.۵k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط