در بهاران ،سری از خاک برون آوردن
در بهاران ،سری از خاک برون آوردن
خنده ای کردن و ،از باد خزان افسردن
همه این است نصیبی، که حیاتش نامی
پس دریغ ای گل رعنا، غم دنیا خوردن
گر به مَردی نشد از غم ،دلی آزاد کنی
هم به مردی که گناه است ،دلی آزردن
صبحدم باش،که چون غنچه دلی بگشائی
شیوه ی تنگ غروبست ،گلو بِفشُردن
پیش پای همه افتاده، کلید مقصود
چیست دانی؟دل افتاده به دست آوردن...
شهریار
خنده ای کردن و ،از باد خزان افسردن
همه این است نصیبی، که حیاتش نامی
پس دریغ ای گل رعنا، غم دنیا خوردن
گر به مَردی نشد از غم ،دلی آزاد کنی
هم به مردی که گناه است ،دلی آزردن
صبحدم باش،که چون غنچه دلی بگشائی
شیوه ی تنگ غروبست ،گلو بِفشُردن
پیش پای همه افتاده، کلید مقصود
چیست دانی؟دل افتاده به دست آوردن...
شهریار
- ۱.۹k
- ۱۵ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط