پارت

پارت 《3》

بعدش خوابیدم...

ویو کوک...

ا.ت بعد از اینکه ظرف هارو شست رفت تو اتاقش و خوابید منم پایین تنها بودم و به تهیونگ و چند تا از دوستام زنگ زدم تا بیان خونمون(مشر*وب خوری)
دوستام اومدن و مشر**وب آوردم باهم خوردیم من بیشتر از همشون خوردم

ویو ا.ت:

از خواب پاشدم داشتم از پله ها میومدم پایین که صدای خنده ی چند نفر و شنیدم یواش پایین تر رفتم تا ببینم کیه که دیدم باز این مثل همیشه دوستاشو دعوت کرده و مسته خدا میدونه میخواد باهام چی کار کنه

ویو کوک:

حسابی مست کرده بودم و دوستام رفتن منم روی مبل نشسته بودم که ا.ت اومد پایین

کوک: بیب؟

از اینکه منو بیب صدا میزد بدم میومد ولی مجبور میشدم دیگه چیکار کنم رفتم آب خوردم
بهش جوابی ندادم که بلند شد و پشت سرم اومد
کوک: مگه با تو نیستم(مست)
ا.ت: چیه

کمرم و گرفت و منو گذاشت رو کابینت
ا.ت: ولم کن

دوتا دستاش رو کنارم گذاشت...
دیدگاه ها (۰)

پارت《4》دوتا دستاش رو کنارم گذاشت...ا.ت: کوک تو الان مستی نمی...

پارت[5]تا خواستم بیام بیرون...دستمو گرفت منو به خودش چسبوند ...

پارت《2》سرشو آورد پایین تا بوس*م کنه...کمرمو گرفته بود منو به...

لینک ناشناسمون >>>https://harfeto.timefriend.net/17281235104...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط