{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد جداییمون به بهونه های مختلف بهم زنگ میزد

بعد جداییمون به بهونه های مختلف بهم زنگ میزد
ی بار میگفت کته رو چجوری میپزن ؟
ی بار طرز کار لباسشویی و میپرسید ؟
ی بار اسم شامپوی همیشگی موهاشو ؟
بهش گفتم چی شده؟
کته پختن و مامانتم بلده ،لباسشویی دفترچه داره ،از رو ظرف قدیمی شامپو اسمشو بخون ،
به جای این بهوونه ها دلیل اصلیتو بگو ...
گفت :نمیخوام فراموشم کنی ،گفت دوس دارم وقتی بهت زنگ میزنم جوابمو بدی چون میدونی گیر کردم ،
گفت بلدم کته بپزم ،اما حس میکنم اگه تو بدونی دارم کته میخورم بهت نزدیک ترم ،گفت میتونم لباسشویی راه بندازم ،اما دلگرم میشم وقتی میفهمی ٧کیلو لباس کثیف دارم ،
گفت فقط دوس دارم حالا ک رفتی باز تو زندگیم باشی ،
دوس دارم هر جا گیر کردم ،مطمئن باشم ک تو جوابمو میدی ...
من بعد اونروز دیگه جوابشو ندادم ،اون باید میفهمید دیگه منی وجود ندارم،آدم ی بار ناامید بشه،بهتره از اینکه هر روز امیدوار به چیز نامعلوم(:
دیدگاه ها (۳۳)

رمان تو خود منی

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

P2« فلش بک ب ساعت ۷ شب »ویو کیسوکه:خونه رو مرتب کردم و رفتم ...

هلو من ا.تم و ۲۰ سالمه و ۹ ماهه که با نامجون ازدواج کردم..(ب...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

پارت ۳

True Love①⑤این وسط عوضی خیانکار منم... سرم خیلی درد میکرد نم...

ترکم نکن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط