{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواه از زبان ناقوس، خواه از لب مسیحا*

خواه از زبان ناقوس، خواه از لب مسیحا*
صاحبدلان شناسند آواز آشنارا *
دیدگاه ها (۱)

دل من پشت سرت کاسه آبی شد و ریخت*کی شود پیش قدمهای تو اسپند ...

آنچنان مهر توام در دل و جان جای گرفت*که اگر سر برود از دل و ...

ترسم که به پایان رسد عمر و تو نیایی*از داغ جدایی جگرم سوخت ک...

هر وقت که دلت یاد کسی کردو فرو ریخت، یاد آر که مانیز بیاد تو...

دردی که مرا هست به مرهم نفروشمور عافیتش صرف دهی هم نفروشمبگد...

راس: دریغا! سرزمین نگون‌بخت که از به یاد آوردن خود بیمناک اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط