{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خانم "باربارا دی آنجلس" در کتاب لحظه‌های ناب زندگی مطلب ج

خانم "باربارا دی آنجلس" در کتاب لحظه‌های ناب زندگی مطلب جالبی به شرح زیر بیان می‌کند: اول دلم لک زده بود که بتوانم دبیرستان را تمام کنم و به دانشگاه بروم. بعد دانشگاه را تمام کنم و سرکار بروم. بعد آرزویم این بود که ازدواج کنم و بچه‌دار شوم. بعد همیشه منتظر بودم که بچه‌هایم بزرگ شوند و به مدرسه بروند و من بتوانم دوباره مشغول کار شوم. بعد آرزو داشتم که بازنشسته شوم و حالا دارم می‌میرم که یکدفعه متوجه شدم: «اصلاً یادم رفته بود زندگی کنم!» شاد باشیم و احساس خوشبختی را به "اگر" هایمان موکول نکنیم زیرا "اگر"ها پایان ناپذیرند و عمر ما فانی... و به یاد داشته باشیم زندگی یک سفر است، هدف نیست... تنها دو روز در سال است که نمی توانی هیچ کاری انجام دهی: یکی دیروز! یکی فردا! پس همه امروزها را زندگی کن و از آن لذت ببر. من همه ی خوبان را به خدای خوبی ها می سپارم...

عمر زاهد همه طی شد " به تمنای بهشت "

او ندانست که در "ترک تمناست" بهشت

این چه حرفیست که در "عالم بالاست بهشت"

هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دیدگاه ها (۳)

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش اول_اگر روزی تورا ببوسم و وارد جهنم شوممی‌توانم...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

خانم "باربارا دی آنجلس" در کتاب لحظه‌های ناب زندگی مطلب جالب...

خانم "باربارا دی آنجلس" در کتاب لحظه‌های ناب زندگی مطلب جالب...

خانم "باربارا دی آنجلس" در کتاب لحظه‌های ناب زندگی مطلب جالب...

عمر زاهد همه طی شد به.."تمنای بهشت...او ندانست که در"ترک تمن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط