{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موضوع: برادر ناتنی من

موضوع: برادر ناتنی من
پارت ۵
رفتم کنار میز گوشیش روشن بود داشت پ.و.ر.ن پخش میکرد برای ی لحظه ریدم تو خودم سریع از اتاقش اومدم بیرون که
_به به خانم ا.ت دوباره داخل اتاق من چیکار میکردی
+حوصلم سر رفت امدم صدات کنم بلخسید برو مزاحمت نمیشم
رفت تو اتاق منم نفسم رو بلند بیرون دادم که امد بیرون گفت
_ا.ت راجب فیلمی که داخل گوشیم دیدی به هیچ کس حرفی نمیزنی وگرنه ...
کرمم لولید
+وگرنه چی ها اقای تهیونگ اتفاقا میخوام الان به مامان بگم
_ا.ت اگر بگی همون کاری که تو فیلم میکردن رو با هات انجام میدم (خیلی جدی)
قلبم تند تند زد دهنم رو بستم فرار کردم رفتم پایین
ویو م.ته :
سئونگ رفت بیرون کار داشت دیدم ا.ت با سرعت امد پایین زنگش پریده بود فهمیدم کار تهیونگ گفتم :
م.ته ا.ت تهیونگ باهات چیکار کرد
ویو ا.ت :
از ترسم دروغ گفتم چون میدونستم تهیونگ اون رو شوخی نگفت جدی جدی گفت
+سوسک دیدم تهیونگ گشتش من از سوسک میترسم
م.ته اها منم خرم تهیونگگگگ
وقتی تهیونگ رو صدا کرد قلبم تند تند زد حالم بد شد تهیونگ امد پایین خیلی بد نگام کرد ترسیدم
_بله مامان
م.ته با این دختر چیکار کردی که ازت ترسیده هیچی نمیگه روز اولی ادم باش
_مامان من ماری نکردم بی اجازه امد داخل اتاقم منم گفتم نیا
م.ته پس ا.ت میگه که سوسک دیده رنگش پریده ها ا.ت الان کدوم رو باور کنم
+ما...مامان م...من ح...حالم .ب...بده کمک
م.ته یا خدا تهیونگ زنگ بزن سئونگ
_شمارشو ندارم
م.ته با گوشی من بزن
تماس بین تهیونگ و سئونگ :
_الو بابا
پ.ت سلام پسرم جانم
_بابا ا.ت حالش بده بدو بیا خونه
ویو پ.ت :
اسم ا.ت رو اورد انگار اب یخ ریختم روم سریع ماشین رو روشن کردم رفتم خونه ا.ت رو سوار ماشین کردم و بردم بیمارستان یونا و تهیونگ هم امدن
(۱علامت دکتر /)
پ.ت حال ا.ت خوبه
/بله فقط فشارشون افتاده از چیزی ترسیده
پ.ت ممنون میتونم ببینمش
/بله بفرمایید
پ.ت ا.ت حالت خوبه
+اره بابا خوبم نترس
پ.ت از چی ترسیدی
_من متاسفم ا.ت
پ.ت چرا
_ب... بابا من سر ا.ت داد زدم و تحدیدش کردم چون ی راز خیلی بزرگی رو از من فهمید
م.ته رازتو فهمید قاتل مادرت نشده که اینکار رو مردی باهاش
_هق ببخشی هق
ویو ا.ت :
وقتی گریه تهیونگ رو دیدم پشمام ریخت باورم نمیشد
+عیب نداره میشه بریم
پ.ت اره وایسا برم مرخصت کنم
+باش
+یااااا تهیونگااا گریه نکن تو که سوسول نبودی
م.ته حالت خوبه دخترن
+اره خوبم
م.ته بسه دیگه هم هی هق هق هق خجالت بکش ۲۵ سالته
_من الان چیکار کنم
م.ته هیچی عذر خواهی
+مامان ول کن عذر خواهی نمیخوان
پ.ت ا.ت پاشو بریم
+یاااا چرا من رو با این لباس شلخته تو خونه ای اوردین
_توقع داشتی لباس عروس تنت کنیم بیاریم
م.ته 😂😂😂بسه هنوز باهم اشنا نشده دعوا میکنن
پ.ت 🤣🤣🤣🤣
+بریم ابروم رفت همشم تقصیر تو تهیونگ
_به من چه
+دارم برات
_دارم برات(ادا دراوردن)
+ماماااااان
م.ته بسه بچه بازی بریم
+بریم
پ.ت ا.ت سوار شو
+ساعت چند ؟
_۹:۳۰
+یاااا من گشنمه
_اه چقدر غر میزنی
+ب علاوه بر اینکه غر میزنم تو هم میزنم بزار فقط برسیم خونه
_وای وای ترسیدم سوسانو
+درد بگیری ای خدا من چرا گیر این افتادم
_تازه روز اول ا.ت خانم حالا حالا ها باهمیم
+من گوه بخورم با تو باشم
پ.ت بسه رسیدیم پیاده شید
+گشنمهههههههههه
م.ته باشه الان غذا میارم 😂
_منو نخوری صلوات
+تهیونگ دعا کن نگیرمت
افتادم دنبال تهیونگ این ور بدو اون ور بدو
پ.ت ا.ت تهیونگ بیاین شام
+امدممممممم یسسسسی غذااااااااا
شروع کردم تند تند غذا خوردن
_دایناسور اروم بخور میپره گلوت
+به تو چه (با دهن پر از غذا)
م.ته بسه شامتون رو بخورید بعد گیس و گیس کشی کنید
دیدگاه ها (۰)

موضوع:برادر ناتنی منپارت ۶_بعد شام دارم برات+وویی وویی ترسید...

موضوع:برادر ناتنی منپارت ۷+خب ببین تهیونگ اینجا رو هیچکس ندی...

موضوع:برادر ناتنی منپارت ۴+یاااا اینجا طویله نیست در بزنین_ب...

موضوع:برادر ناتنی منپارت ۳+چشم رسمی حرف نمیزنم م.ته امست چیه...

شوهر اتفاقی

ته :اها خوب داشتیم حرف میزدیم که زنک در خورد ته : من باز میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط