{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی برادر ناتنیت بود...²(پایانی)

وقتی برادر ناتنیت بود...²(پایانی)

"یعنی نمیشه از عشقم محافظت کنم؟"
"کدوم محافظت؟ها؟کدوم عشق؟"

اومد نزدیک تر..صورتشو. مقابل صورتت قرار داد و گفت:"اگر نمیفهمی بزرا بهت بگم..عاشقتم شاهدخت هیرا !"

گونه هات گل انداخت..هم از حرفش تعجب کرده بودی و هم فهمیده بودی عشقت یه طرفه نیست
با صدای لرزون گفتی:"واقعا؟"
"آره واقعا"
"پس ثابت کن"

اومدم جلوتر..چونتو گرفت و لباشو روی لبات گذاشت
چنددقیقه بعد با صدای پادشاه،هردوتون رفتید پایین
و این موضوع رو از همه پنهان کردید
به غیر از جونگکوک،دوست تهیونگ،که رژلب کنار لب تهیونگ رو دیده بود...

-نظرتون رو بهم بگید...
دیدگاه ها (۰)

وقتی برادر ناتنیت بود...¹همه چیز از وقتی شروع شد که مادرت با...

وقتی باهاش قهر میکنی...تو دوست‌دختر جیهوپ بودی و خیلی خوب اخ...

وقتی پریودی و.......پارت6*(همون‌طور که فیلم جلو می‌ره، کم‌کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط