{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من این شهر را میشناسم

من این شهر را میشناسم
درست مثل کف دستم
و یادم نمی رود
روی کدام خطِ این کف دست بود
که دیدمت
و شدی
یکی از خطوط پیشانی‌ام
عمیق ترین خطم
عزیزترین خط...
دیدگاه ها (۱)

✍ غــم نویس نیستم....فقط گاهـی؛ آبُ و هوای دل را...می نویســ...

ماندنی نبودی.. اما..باید تو را می شناختم!تا اگر در سال های د...

✔ ️ ﺁﺯﺍﺭﻡ ﻣﯿﺪﻫـــــــــﯽ ..ﺑﻪ ﻋﻤﺪ ...❗ ️ﯾﺎ ﻏﯿﺮ ﻋﻤﺪ ﺧﺪﺍﻣﯿﺪﺍﻧﺪ...

عزیز دلم اون خری که تو چشمای من دیدی سایه خودت بود !

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا م...

حکیم بزرگ ژاپنی روی شنها نشسته و در حال مراقبه بود مردی به ا...

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

وقتی می‌بینی ذهنت پرت استشیطان وسوسه‌ات می‌کند: «این چه #نما...

تقویت بینایی و سوی چشم(قسمت دوم)از بهترین راههای تقویت بینای...

پارت ۲۱صبح، وقتی بیدار شدم، یک نامه روی میز بود.دست‌خط پدرم ...

پارت پنج

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط