پارت
پارت ۲
ویو جنی
درو باز کردم و وارد شدم مامان بابام رو صدا گردم و نشوندمشون روی مبل
م.ج ( مامان جنی رو م.ج ) مینویسم : دختر چی شده جون به لبم کردی ؟
ب.ج ( بابای جنی رو ب.ج مینویسم ) : مامانت راست میگه بگو ببینم چی شده ؟ ( ترس و نگران )
جنی : مامان منو لیسا آودیشن دادیم برای کارآموزی آیدل شدم و الانم قبول شدیم و دایم میریم کره ، ۲ روز دیگه پروازمونه ( ذوق )
م.ج : عمرا اگه بزاریم بری ما آبرو داریم میخوای آبرومون رو ببری ؟ اگه بری دیگه نه مادری داری نه پدری ( جدی )
جنی : ولی مامان منو لیسا میخواییم بریم ( ناراحت )
م.ج : همین که گفتیم ( جدی و عصبی )
جنی : به درک من دیگه نه پدری دارم نه مادری ولی اینو بدونید که پشیمون میشید ( جدی و عصبی )
سریع رفتم توی اتاقم و منتظر ریکشن مامان و بابام نموندم وسایلم رو جمع کردم و به لیسا زنگ زدم
جنی : الو لیسا خوبی ؟
لیسا : آره خوبم چطور ؟
جنی : مامان و بابام مخالفت کردن و گفتن اگه بری دیگه پدر و مادری نداری منم گفتم به درک و الان وسایلم رو جمع کردم
لیسا : واقعا ( تعجب ) منم همینطور الان بنظرت کجا رو داریم بریم ؟
جنی : میتونی پرواز رو جلو بندازی ؟
لیسا : آره میتونم الان برو فرودگاه تا من بیام
جنی : باشه ، خدافظ بزقاله ( خنده )
لیسا : خدافظ گوس..... ( تماس قطع شد )
ویو جنی
چمدونم رو برداشتم و از اتاقم بیرون رفتم ولیییییی
امیدوارم از این پارت خوشتون اومده باشه ساب و لایک یادتون نره خدافظ 💖
ویو جنی
درو باز کردم و وارد شدم مامان بابام رو صدا گردم و نشوندمشون روی مبل
م.ج ( مامان جنی رو م.ج ) مینویسم : دختر چی شده جون به لبم کردی ؟
ب.ج ( بابای جنی رو ب.ج مینویسم ) : مامانت راست میگه بگو ببینم چی شده ؟ ( ترس و نگران )
جنی : مامان منو لیسا آودیشن دادیم برای کارآموزی آیدل شدم و الانم قبول شدیم و دایم میریم کره ، ۲ روز دیگه پروازمونه ( ذوق )
م.ج : عمرا اگه بزاریم بری ما آبرو داریم میخوای آبرومون رو ببری ؟ اگه بری دیگه نه مادری داری نه پدری ( جدی )
جنی : ولی مامان منو لیسا میخواییم بریم ( ناراحت )
م.ج : همین که گفتیم ( جدی و عصبی )
جنی : به درک من دیگه نه پدری دارم نه مادری ولی اینو بدونید که پشیمون میشید ( جدی و عصبی )
سریع رفتم توی اتاقم و منتظر ریکشن مامان و بابام نموندم وسایلم رو جمع کردم و به لیسا زنگ زدم
جنی : الو لیسا خوبی ؟
لیسا : آره خوبم چطور ؟
جنی : مامان و بابام مخالفت کردن و گفتن اگه بری دیگه پدر و مادری نداری منم گفتم به درک و الان وسایلم رو جمع کردم
لیسا : واقعا ( تعجب ) منم همینطور الان بنظرت کجا رو داریم بریم ؟
جنی : میتونی پرواز رو جلو بندازی ؟
لیسا : آره میتونم الان برو فرودگاه تا من بیام
جنی : باشه ، خدافظ بزقاله ( خنده )
لیسا : خدافظ گوس..... ( تماس قطع شد )
ویو جنی
چمدونم رو برداشتم و از اتاقم بیرون رفتم ولیییییی
امیدوارم از این پارت خوشتون اومده باشه ساب و لایک یادتون نره خدافظ 💖
- ۱.۷k
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط