پارت
پارت ۱
ویو جنی :
امروز منو و لیسا یه تصمیم گرفتیم ، از اونجایی که منو لیسا بشدت خوشگل و جذابیم با خودمون گفتیم که آویشن مجازی بدیم که ببینیم میتونیم آیدل بشیم یا نه الان ۳ روز از اون موقع میگذره و الان من دارم مو هامو شونه میکنم که یهو گوشیم زنگ خورد و اسم لیسا روش نقش بست
لیسا : جنی جنی بدو بیا اینجا ( ذوق )
جنی : چرا بیام اون.... ( تماس قطع شد )
جنی : لیسا مگه دستم بهت نرسه
، لباسام رو پوشیدم مثل همیشه شلوار کارگو با یه هودی مشکی و کلاه مشکی و بوت مشکی و حرکت کردم سمت خونه لیسا وقتی رسیدم لیسا با ذوق درو باز کرد و شکوندم داخل
لیسا : جنی اگه بگم چی شده باورت نمیشه ( ذوق )
جنی : خوب چی شده که منو تا اینجل کشوندی ؟ من از خوابم زدم تا بیام پیش تو
لیسا : احمق خان آودیشن رو قبول شدیم ( ذوق )
جنی : واقعاااااا ( تعجب ، ذوق )
لیسا : آره ، من برای ۲ روز دیگه بلیط گرفتم بریم کره ، از اونجایی که منو تو هم کره ای ، انگلیسی ، چینی ، ژاپنی بلدیم میتونیم بریم اونجا الانم بدو به مامان بابات بگو
جنی : صبر کن ببینم مدرسه رو چیکار کنیم ؟
لیسا : اونو یکاریش میکنم حالا هم برو خدافظ
ویو جنی
وقتی گفت آودیشن رو قبول شدیم بشدت خوشحال شدم و رفتم خونه تا ایونو به مامان و بابا بگم ولییییییی
خب خب این پارت تموم شد امیوارم خوشتون اومده باشه لطفا لایک و ساب کنید خدافظ 💖
ویو جنی :
امروز منو و لیسا یه تصمیم گرفتیم ، از اونجایی که منو لیسا بشدت خوشگل و جذابیم با خودمون گفتیم که آویشن مجازی بدیم که ببینیم میتونیم آیدل بشیم یا نه الان ۳ روز از اون موقع میگذره و الان من دارم مو هامو شونه میکنم که یهو گوشیم زنگ خورد و اسم لیسا روش نقش بست
لیسا : جنی جنی بدو بیا اینجا ( ذوق )
جنی : چرا بیام اون.... ( تماس قطع شد )
جنی : لیسا مگه دستم بهت نرسه
، لباسام رو پوشیدم مثل همیشه شلوار کارگو با یه هودی مشکی و کلاه مشکی و بوت مشکی و حرکت کردم سمت خونه لیسا وقتی رسیدم لیسا با ذوق درو باز کرد و شکوندم داخل
لیسا : جنی اگه بگم چی شده باورت نمیشه ( ذوق )
جنی : خوب چی شده که منو تا اینجل کشوندی ؟ من از خوابم زدم تا بیام پیش تو
لیسا : احمق خان آودیشن رو قبول شدیم ( ذوق )
جنی : واقعاااااا ( تعجب ، ذوق )
لیسا : آره ، من برای ۲ روز دیگه بلیط گرفتم بریم کره ، از اونجایی که منو تو هم کره ای ، انگلیسی ، چینی ، ژاپنی بلدیم میتونیم بریم اونجا الانم بدو به مامان بابات بگو
جنی : صبر کن ببینم مدرسه رو چیکار کنیم ؟
لیسا : اونو یکاریش میکنم حالا هم برو خدافظ
ویو جنی
وقتی گفت آودیشن رو قبول شدیم بشدت خوشحال شدم و رفتم خونه تا ایونو به مامان و بابا بگم ولییییییی
خب خب این پارت تموم شد امیوارم خوشتون اومده باشه لطفا لایک و ساب کنید خدافظ 💖
- ۲.۶k
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط