پارت
پارت ۴
یهو لیسا درو باز کرد و عین خر اومد داخل
لیسا : جنی جنی بدو بریم مدیریت رییس کارمون داره( نفس نفس زدن )
جنی : باشه اومدم
از اتاق بیرون اومدم و همراه با لیسا وارد اتاق مدیریت شدیم
وای جی : اوه دخترا اومدید . باید با اعضا گروهتون اشناتون کنم
جیسو : بزرگترین عضو گروه و البته لیدر و دنسر سومی و وکال سومی رو داره
رزی : بعد از جیسو بزرگترینه و کمک دست جیسوعه ، وکال اصلی ایشونه
آیو : بعد رزی بزرگترینه و ویژوال گروهه و دومین وکال رو داره
دایو : بعد آیو بزرگترینه و دومین رپ رو داره
وای جی : خب حالا که با اعضا و موقعیتاشون آشنا شدید حالا بیاید موقیعت های خودتون رو هم بگم
لیسا : بعد دایو بزرگترین عضو گروهه و دنسر اصلی و دومین ویژوال گروه
جنی : کوچیکترین عضو گروه و اولین رپر و دومین دنسره
وای جی : خب خب حالا که باهم آشنا شدید باید بگم که از این به بعد با هم توی یک خونه اید و الان به منیجرتون میگم که بیاد لباساتون رو بده بهتون تا آماده بشید برای مراسم . میتونید برید دخترا ( مهربون و لبخند )
همه : خداخافظ
ویو جنی
از در که رفتیم بیرون لیسا از ذوق پرید بغل من و من از تعجب پشمام ریخته بود با چشمای درشت نگاش میکردم بقیه هم داشتن از خنده جر میخوردن که یهو جیسو گفت
جیسو : بچه بیا پایین دست مکنمون شکست ( خنده )
یهو نازه لیسا به خودش اومد و از من پایین اومد و معزرت خواهی کرد که رزی گفت
رزی : چرا معزرت خواهی میکنی ؟ ما هم جزوی از خانوادتیم ( لبخند )
از اونور دایو و آیو و جیسو تایید کردن ما هم لبخند زدیم که منیجر اومد و لباسامون رو داد . رفتبم توی اتاق عوض کردیم که یهوووو
مرسی از اینکه تا اینجا فیک رو خوندید لایک و ساب فراموش نشه خدافظ 💖
یهو لیسا درو باز کرد و عین خر اومد داخل
لیسا : جنی جنی بدو بریم مدیریت رییس کارمون داره( نفس نفس زدن )
جنی : باشه اومدم
از اتاق بیرون اومدم و همراه با لیسا وارد اتاق مدیریت شدیم
وای جی : اوه دخترا اومدید . باید با اعضا گروهتون اشناتون کنم
جیسو : بزرگترین عضو گروه و البته لیدر و دنسر سومی و وکال سومی رو داره
رزی : بعد از جیسو بزرگترینه و کمک دست جیسوعه ، وکال اصلی ایشونه
آیو : بعد رزی بزرگترینه و ویژوال گروهه و دومین وکال رو داره
دایو : بعد آیو بزرگترینه و دومین رپ رو داره
وای جی : خب حالا که با اعضا و موقعیتاشون آشنا شدید حالا بیاید موقیعت های خودتون رو هم بگم
لیسا : بعد دایو بزرگترین عضو گروهه و دنسر اصلی و دومین ویژوال گروه
جنی : کوچیکترین عضو گروه و اولین رپر و دومین دنسره
وای جی : خب خب حالا که باهم آشنا شدید باید بگم که از این به بعد با هم توی یک خونه اید و الان به منیجرتون میگم که بیاد لباساتون رو بده بهتون تا آماده بشید برای مراسم . میتونید برید دخترا ( مهربون و لبخند )
همه : خداخافظ
ویو جنی
از در که رفتیم بیرون لیسا از ذوق پرید بغل من و من از تعجب پشمام ریخته بود با چشمای درشت نگاش میکردم بقیه هم داشتن از خنده جر میخوردن که یهو جیسو گفت
جیسو : بچه بیا پایین دست مکنمون شکست ( خنده )
یهو نازه لیسا به خودش اومد و از من پایین اومد و معزرت خواهی کرد که رزی گفت
رزی : چرا معزرت خواهی میکنی ؟ ما هم جزوی از خانوادتیم ( لبخند )
از اونور دایو و آیو و جیسو تایید کردن ما هم لبخند زدیم که منیجر اومد و لباسامون رو داد . رفتبم توی اتاق عوض کردیم که یهوووو
مرسی از اینکه تا اینجا فیک رو خوندید لایک و ساب فراموش نشه خدافظ 💖
- ۱.۵k
- ۱۹ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط