{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」

#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦
مُـجــٰازاتـگـر
𝗣𝗔𝗥𝗧 : 99
✦.................................

تانوس: سلام

هر دو سر بلند کردند؛ پسری حدوداً هم‌سنشان کنار مبل ایستاده بود کت روشن پوشیده بود و لبخند بیش از حد مطمئنی روی صورتش داشت نگاهش مستقیم روی لینا بود

تانوس: میشه بشینم؟

لینا مودبانه لبخند زد

لینا: در واقع نه

پسر خندید

تانوس: اینقدر سریع رد نکن

+ رد شدی

آیلین خیلی آرام گفت پسر با لبخند نگاه کوتاهی به او انداخت بعد دوباره برگشت سمت لینا

تانوس: حداقل اسمتو بگو

لینا لبخندش را جمع کرد

لینا: علاقه‌ای ندارم

اما پسر نرفت برعکس... یک قدم جلوتر آمد.

تانوس: فکر نمیکنم بد باشه چند دقیقه حرف بزنیم.

لینا این بار اخم کرد

لینا: من فکر میکنم بد باشه

تانوس: چرا اینقدر سردی؟

+ چون گفته علاقه نداره

پسر نگاهش را سمت او چرخاند

_ خودت وکیلشی؟

+ نه

آیلین لیوانش را روی میز گذاشت.

+ فقط دارم کره‌ای ترجمه میکنم

چند نفر از اطراف متوجه بحث شده بودند اما هنوز کسی دخالت نمی‌کرد

پسر پوزخندی زد

_ زیادی دخالت میکنی

لینا فوراً گفت:

لینا: نه، اتفاقاً درست میگه

برای چند ثانیه سکوت شد بعد پسر خیلی آرام چیزی زیر لب گفت؛ چیزی که باعث شد رنگ صورت لینا عوض شود. آیلین واضح شنید و همان لحظه از جا بلند شد.

+ چی گفتی؟

پسر شانه بالا انداخت

_ حقیقتو

ثانیه بعد، صدای سیلی در سالن پیچید، محکم، تیز غافلگیرکننده؛ سر پسر به یک طرف چرخید. تمام اطراف ساکت شد. حتی موسیقی هم انگار ناگهان دور شده بود.

آیلین روبه‌رویش ایستاده بود. نفسش کمی تند شده بود چشم‌هایش برق میزد

+ جرعت داری یه بار دیگه تکرارش کن

چند نفر بلند شدند، فضا سنگین شده بود پسر که شوکه شده بود چند ثانیه فقط خیره ماند. بعد ناگهان دستش را بالا آورد.

انگار میخواست جواب سیلی را بدهد،... اما دستش در هوا متوقف شد. کامل، بی‌حرکت
انگار به دیوار خورده باشد
چشم‌هایش از تعجب گرد شد

تهیونگ پشت سر آیلین ایستاده بود هیچ‌کس نفهمیده بود دقیقاً کی نزدیک شده.؛ فقط یک دستش دور مچ مرد حلقه شده بود؛ محکم. بی‌رحم. غیرقابل حرکت.

سکوت سالن سنگین‌تر شد.

تهیونگ حتی به آیلین نگاه نکرد؛ تمام توجهش روی مرد روبه‌رویش بود نگاهش سرد بود خیلی سرد از آن نگاه‌هایی که آدم را وادار می‌کرد نفس کشیدنش را فراموش کند

مرد سعی کرد دستش را عقب بکشد، نتوانست

چند ثانیه گذشت.

بعد تهیونگ خیلی آرام گفت:

_ دست کثیفتو پایین بیار

لحنش بلند نبود، اما لرزه به جان چند نفر انداخت و برای اولین بار... ترس واقعی در چشم‌های آن مرد دیده شد

چند ثانیه هیچ‌کس چیزی نگفت فقط صدای نفس‌های سنگین مرد شنیده می‌شد.

مچ دستش هنوز بین انگشت‌های تهیونگ گیر کرده بود و هرچه بیشتر تقلا می‌کرد، فشار دست تهیونگ بیشتر می‌شد.

مرد بالاخره با صورت جمع شده گفت:

تانوس: ول کن...

تهیونگ حتی پلک هم نزد فقط خیلی آرام سرش را کمی کج کرد

_ مگه نشنیدی چی گفتم؟

صدایش بلند نبود.

اما چیزی در لحنش وجود داشت که باعث شد چند نفر ناخودآگاه نگاهشان را پایین بیندازند.

تانوس این بار واقعاً دستش را پایین آورد یا شاید بهتر بود گفته شود مجبور شد پایین بیاورد.

تهیونگ چند ثانیه دیگر نگاهش کرد؛ نگاهی سرد، خالی از هر احساسی. بعد مچ دستش را رها کرد اما عقب نرفت همان‌جا ایستاد قد بلندش و نگاه سنگینش باعث شده بود فاصله بینشان از هر دیواری ترسناک‌تر باشد.

تانوس یک قدم عقب رفت بعد یک قدم دیگر برای اولین بار اعتماد به نفس چند دقیقه قبلش کاملاً ناپدید شده بود.

تهیونگ خیلی آرام گفت:

_ الان گمشو

مرد لبش را روی هم فشار داد انگار می‌خواست چیزی بگوید اما وقتی دوباره با آن نگاه روبه‌رو شد، منصرف شد فقط سرش را پایین انداخت و عقب کشید

چند ثانیه بعد میان جمعیت گم شد انگار از اول هم آنجا نبوده سکوت کوتاهی روی سالن افتاد بعد کم‌کم صداها برگشتند موسیقی دوباره شنیده شد اما هنوز نگاه خیلی‌ها روی آن چهار نفر مانده بود.

لینا نفسش را آرام بیرون داد؛ انگار تازه یادش آمده بود نفس بکشد. آیلین اما هنوز همان‌جا ایستاده بود قلبش تند میزد نه به خاطر آن مرد به خاطر صحنه‌ای که چند ثانیه قبل دیده بود.

به خاطر اینکه تهیونگ حتی یک لحظه هم اجازه نداده بود آن دست به او نزدیک شود نگاهش آرام روی صورت مرد افتاد.

تهیونگ هنوز اخم کرده بود فکش کمی منقبض بود و برخلاف ظاهر آرامش، معلوم بود هنوز عصبانی است

برای چند ثانیه فقط نگاهش کرد بعد خیلی آرام گفت:

+ من

مرد نگاهش را سمت او چرخاند و درست همان لحظه چیزی در چهره‌اش نرم شد فقط برای یک لحظه کوتاه.

_ خوبی؟
دیدگاه ها (۲)

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 100✦....

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 101✦....

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 98✦.....

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 97✦.....

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 94✦.....

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 93✦.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط